مؤلف مجهول
128
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
و جايى ديگر گفته است : گر ايدون كه زينسان بود پادشا * به از دانشومند ناپارسا ( ج 9 ، ص 2799 ) در ترجمهء تاريخ طبرى چنين آمده : « كس را بخواند از جوانان دانشومندان ، كى ايشان به مرو اندر همى علم آموختند » ( ص 462 ) . براى شاهد بيشتر از دانشومند نگاه كنيد به : احسن التقاسيم ، ص 43 ؛ تفسير كمبريج ، ورق 298 ؛ حديقهء سنايى ، ص 321 - 461 ؛ التفهيم ، ص 69 . اين پسوند ( اومند - dnamo ) در كلمات ديگرى هم ديده شد كه نمونههايى از آن ذكر مىكنيم . سعدى گفته است : برومند : حطب را اگر تيشه بر پى زنند * درخت برومند را كى زنند ( بوستان ، ص 100 ) بزومند : ( كه به صورت بزمند ، بزهمند هم آمده است : بزمند ص 418 ترجمهء تفسير طبرى . بزهمند ص 1670 ترجمهء تفسير طبرى و بزومند در همان صفحه ) . « ايشان را بكشتندى و بزومند شدندى » ( تفسير كمبريج ، ورق 262 ) . بهرومند : « و هركه از فيض آسمانى و عقل غريزى بهرومند شد » ( كليله و دمنه ، ص 28 ) . تنومند : تنومند را از خورش چاره نيست * و زين بر تنومند بيغاره نيست ( گرشاسبنامه ، ص 131 ) حاجتومند : من نگويم كه قاسم الارزاق * نعمت داده از تو بستاناد بلكه گويم كه هيچ بخرد را * حاجتومند تو نگرداناد ( ديوان سنايى ، ص 1058 ) حقومندى : بى هيچ علم و هيچ حقومندى * در پيشگه نشسته چو لقمانى ( ديوان ناصر خسرو ، ص 477 )