مؤلف مجهول
65
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
ندانيم گرويم به تو ، يا خود نه . اين آيت اندر شأن ايشان آمده است . سدى گفت : مشركان مكه از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - در خواستند ، خداى خود را بيار تا مرو را معاينه ببينيم . اين آيت اندر شأن ايشان آمده است . مجاهد گويد : قريشيان از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - اندر خواستند ، گفتند : كوه صفا از بهر ما زر گردان . خداوند تعالى اين آيت بفرستاد قوله تعالى وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ اى من اختار الكفر على الايمان . گفت هركسى كه او ايمان را به كفر عوض كند كفر را بر ايمان برگزيند فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ( 102 ) گم بوده كرده باشد مر راه راست را و رها كرده دين مسلمانى را . وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ تمنّى كثير مثل كعب بن الاشرف و فنحاص بن عازور و حيىّ بن اخطب [ 50 ] لو يردّونكم لو يصرّفونكم عن توحيد اللّه من بعد اقراركم . گفت آرزو مىبرند ، بسيارى از « 1 » مردمان توريتخوان چون كعب بن اشرف و فنحاص بن عازور و حيى بن اخطب لَوْ يَرُدُّونَكُمْ گر بتوانندى مر شما را يا حذيفه و يا عمار برگردانندى از دين خداى عز و جل مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ از پس ايمان كه آوردهايد كُفَّاراً حَسَداً تا مر شما را كافر گردانندى . اين همه كه مىكنند از حسد مىكنند كه دلهاشان پرغم است ، از آنچه دانند كه شما برحقايد و ايشان بر باطلاند . و اين قصه چنان بود كه چون جهودان مر عمار ياسر را و حذيفة بن اليمان را گفتند از پس حرب احد كه مىبينيد كه اين مرد را چه رسيد و مرو را چه پيش آمد اگر اوى برحق بودى او را اين پيش نيامدى . بازگرديد از دين اوى ، و اندر
--> ( 1 ) . در بالاى سطر با خط ديگر بعد كلمهء از : ين .