عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
94
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
آيه چنين است : « مثل واعظ الّذين كفروا كمثل الّذى ينعق بما لا يسمع . . . ( : داستان پنددهنده كافران مانند بانگزننده بر حيوانى است كه نمىشنود ) » و عرب هرگاه معناى كلام ، مقصودشان را برساند ( برخى از اجزاى معلوم كلام را ) حذف مىكنند چنان كه خداى - تعالى - گفته است : وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ « 46 » . يعنى : « سقوا حبّ العجل ( : از دوستى گوساله سيراب شدهاند ) » ، پس چون معناى كلام معلوم است ، كلمه حبّ مقدّر شده است ، و چنان است گفتار خداى - تعالى - : مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ « 47 » ، مثل در آن آيه متعلّق به « نفقه » است . يعنى مثل آنچه انفاقكنندگان در راه خدا ، انفاق مىكنند ، مثل دانهاى است كه هفت خوشه مىروياند ، و گفته شده معنى چنين است : « و مثل الذين كفروا فى دعائهم آلهتهم و أوثانهم و هي لا تفقه كمثل الناعق . . . ( : و مثل كافران در اين كه خدايان و بتهايشان را مىخوانند و آنها نمىفهمند ، مانند بانگزننده بر حيوانى است كه جز صدا را و ندا را نمىشنود ) » . و تأويل كلام خدا : « ينعق » يصوّت بالغنم ( : بر گوسفند بانگ مىزند ) است . و ( مصدر ) آن ، نعيق و نعاق مىباشد ، و از آن معنى است گفتار اخطل : [ از بحر كامل ] 101 فانعق بضأنك يا جرير فانّما * منّتك نفسك فى الخلاء ضلالا « 48 » و عرب مىگويد : « ابلد من راعى الضّأن ( : كودنتر از چراننده گوسفند ) » و از باب مثل گفته مىشود : « احمق من راعى ضأن ثمانين « 49 » ( : « 50 » نادانتر از چراننده گله
--> ( 46 ) - سورة البقرة ( 2 ) آيهء 93 . ( 47 ) - سورة البقرة ( 2 ) آيهء 261 . ( 48 ) - ديوان الاخطل ، ص 50 ملاحظه شود . ( 49 ) - مجمع الامثال ، ج 1 ، ص 224 ملاحظه شود . ( 50 ) - مثل فوق به اين سبب زده شده كه گوسفند از هر چيزى مىرمد و در نتيجه چراننده آن همهوقت بايد در پى جمعآورى آنها باشد . مجمع الامثال ، ج 1 ، ص 224 . - م .