عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

90

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

است : « خدا آياتش را با عنايتى كه در حقّ وى داشت به او داد تا آنها را ياد گرفت ، و عالم شد ، و خدا داستانش را بيان كرد ، تا مردم را از مثل حال وى بيم دهد . » و حسن بصرى « 29 » گفته است : « مقصود از آيات خدا ، دين خداست » . ( بيان ) گفتار خدا : « وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها » يعنى ( اگر مىخواستيم ) ميان او و كفر مانع مىشديم ، تا در نتيجه با آن آيات سزاوار رفعت شود و ليكن وى به دنيا دل خوش داشت ، و هوسش را پيروى نمود ، و اصل معناى « اخلاد » پيوستگى و دوام است ؛ زهير بن ابى سلمى گفته است : [ از بحر كامل ] 89 لمن الديار غشيتها بالفدفد * كالوحى فى حجر المسيل المخلد « 30 » و « لهث » تنفّس تندى است كه از شدّت خستگى بر انسان عارض مىشود ، و آن حالت در سگها امرى طبيعى است ، و آن معنى براى كسى كه كارى بر او گران آمده ، يا اندوهى بر او هجوم آورده ، يا ناملايمى به او رسيده استعارت آورده مىشود ، چنان كه ازدى در حالى كه مردى را مدح مىكند گفته است : [ از بحر طويل ] 90 لنعم فتى الجلي و مستنبط النّدى * و ملجأ محروب و منزع لاهث 91 عياذ بن عمرو بن الحليس بن جابر ب * ن زيد بن منظور بن زيد بن وارث و معناى تشبيه در آن آيه ، اين است كه شخص كافر تارك آيات خدا و روىگردان از آنها كه هيچ‌چيز اصلاحش نمىكند ، همانند سگ است در نفس نفس زدنش ؛ كه اگر به هر وسيله‌اى چاره‌جويى كنى ، آن كار را رها نمىكند ، و از آن دست

--> - خبر مىداد كه پيامبرى مبعوث مىشود كه بر زمان وى سايه افكنده ، و او اميدوار است كه آن پيامبر باشد . پس چون رسول ( ص ) مبعوث شد ، از روى حسد به او كفر ورزيد ، و چون شعرش را براى پيامبر ( ص ) خواند ، گفت : « زبانش ايمان آورد و دلش كفر ورزيد . » الشعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 369 . ( 29 ) - او حسن بن يسار بصرى يكى از دانشمندان فقيه زاهد است ، در مدينه به دنيا آمد و سال 110 ه در بصره وفات يافت . ( حلية الاولياء ، ج 2 ، ص 131 ) . ( 30 ) - شرح ديوان زهير ، ص 268 .