عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

86

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

عشارى از قول عمر بن شاهين ، و او از قول احمد بن عيسى ، و او از قول هاشم ، و او از قول يعلى ، و او از قول ابن جراد نقل كرده كه گفت : « پيامبر وقتى دعاى باران مىخواند مىگفت : « اللّهم اسقنا غيثا مغيثا هنيئا مريّا توسّع به لعبادك تغزر به الضّرع و تحيى به الزّرع « 12 » » و از جمله شعرهايى كه شاعران به آن ، بركت آثار باران را در زمين وصف كرده‌اند ، گفتار يكى از بنى سعد است : [ از بحر طويل ] 78 و خيفاء ألقى اللّيث فيها ذراعه * فسرّت و ساءت كلّ ماش و مصرم 79 تمشّى بها الدرماء تسحب قصبها * كأن بطن حبلى ذات أونين متئم « 13 » مقصود شاعر از « ماشى » ، دامدار است ، و مقصود وى از « مصرم » فاقد دام است . و « الدرماء » ، خرگوش ، و اونان دو لنگه بار است . و شاعر ديگرى در وصف چوپانى گفته است : [ از بحر بسيط ] 80 رعى ترائك فى أكناف ذى أمر * زهر الحواشى فلا ماء و لا حطب 81 إذا استثار كنوفا خلت ما بركت * عليه يندف فى حافاته العطبا « 14 » « ترائك » جمع « تريكه » است ، و مقصود از آن ، چيزى است كه باران بجاى گذاشته است « 15 » . و مقصود شاعر از « زهر الحواشى » شكوفه‌هاست و گفتار او « لا ماء و لا حطب » به اين معنى است كه آن زمين سرسبز و با رطوبت است ، و در آن

--> ( 12 ) - در النّهايه ، ج 4 ، ص 312 تحت عنوان « فى حديث الاستسقاء » وارد شده است : « اسقنا غيثا مريئا مريعا » . ( 13 ) - آن دو بيت از ذى الرّمّة ، و در بخش اشعار منسوب به او منقول است . ( ديوان او ، ص 674 و لسان العرب ، ريشه « اون » ) . ( 14 ) - آن بيت ( بيت اخير ) را ابن منظور در لسان العرب ، ريشه « كنف » نقل كرده است . ( 15 ) - در لسان العرب ريشه « ترك » آمده است : تريكه بوستانى است كه مردم آن را به حال خود رها كرده و مواظبتش نمىكنند ، و گفته شده : چراگاهى است در كوه يا بيابان كه دامها آن را خورده‌اند ، و بقايايى از آن اطراف خارها و لابلاى سنگها بجا مانده است . - م .