عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
70
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
و كلمه شيطان نيز به علاقه تشبيه از نامهاى مار است ؛ شاعر در حالى كه سخن از ناقه به ميان آورده ، گفته است : [ از بحر طويل ] 40 تلاعب مثنى حضرمىّ كانّه * تعمّج شيطان بذى خروع قفر « 10 » و بتحقيق عرب رنجى را كه در بيابانهاى بىنشان گسترده ، مىكشد - رنج حاصل از تخيّل رنگ برنگى غولها و به گوش شنيدن نغمههاى جنيان هنگامى كه سر راه آن بيابانها را مىگيرند ( - عرب آن رنج را ) در اشعار خود ياد كرده است : ذو الرّمّة در وصف مسافتى كه در نورديده گفته است : [ از بحر بسيط ] 41 للجنّ باللّيل فى حافاتها زجل * كما تجاوب يوم الرّيح عيشوم 42 هنّا و هنّا و من هنّا لهنّ بها * ذات الشّمائل و الأيمان هينوم « 11 » و نيز در حالى كه سخن از شترش به ميان آورده گفته است : [ از بحر طويل ] 43 و كم عرّست بعد السّرى من معرّس * به من كلام الجنّ اصوات سامر « 12 » و عبيد بن ايّوب العنبرى گفته است : [ از بحر طويل ] 44 فللّه درّ الغول اىّ رفيقة * لصاحب قفر خائف يتقتّر 45 أرنّت بلحن بعد لحن و او قدت * حوالىّ نيرانا تبوخ و تزهر « 13 »
--> - الحرب غول أو كشبه الغول * تزفّ بالرايات و الطّبول تقلب للاوتار و الذحول * حملاق عين ليس بالمكحول ( 10 ) - جاحظ آن بيت را در الحيوان ، ج 1 ، ص 153 ياد كرده و از سرايندهاش نامى نبرده ، وى مىگويد : « و مار را هرگاه خطرناك باشد « شيطان » مىنامند ، و آن نام در تعبيرشان « شيطان الحماطة » است . و در آن كتاب روايت بيت ، تعالج مثنى است . ( 11 ) - ديوان ذى الرّمة ، ص 567 . ( 12 ) - ديوان ذى الرّمة ، ص 292 . ( 13 ) - در نسخه اصل چنين است ، در الحيوان ، ج 6 ، ص 165 ، 251 ، « متقتّر » بجاى « يتقتّر » ثبت شده است ، و در الشّعر و الشّعراء ، ج 2 ، ص 668 ، « يتستّر » و در الحيوان ، ج 4 ، ص 483 « المتقفّر » ثبت شده است .