عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

509

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

آن شتران موجب پوست انداختن كناره‌هاى سرين آن شتران شد . 1054 - تلك خيلى . . . ص 374 آن است گله اسبانم و آن است قطار شترانم كه زرد رنگ هستند و رنگ فرزندانشان مانند كشمش است . 1055 - كانه برج . . . ص 374 گويى آن شتر برجى رومى است كه آن را ملات گچ و آجر و سنگها محكم ساخته است . 1056 - فوقفت . . . ص 374 پس در آنجا ناقه‌اى را كه گويى شبيه به قصر بود متوقف ساختم تا حاجت درنگ‌كننده را روا سازم . 1057 - 1058 و فى الحى . . . ص 374 و در آن عشيره كبودلبى است كه درخت اراك را مىتكاند و او آهو بره‌اى است كه دو رشته درّ و زبرجد را روىهم قرار مىدهد ، او گاو وحشيى است كه فرزندش را از دست داده و با گاوهاى وحشى و آهوان ، در سرزمينهاى پست گياه خيز مىچرند و شاخه‌هاى درخت اراك را مىجود و آن را پوشش خود قرار مىدهد . 1059 - باتت . . . ص 375 هيزم‌آوران ليلى شب را به سر بردند و براى وى هيزم گرد مىآوردند ؛ هيزمهايى كه خشك است و جرقه نمىافكند و دود نمىدهد . 1060 - و موقدات . . . ص 375 و زنان آتش‌افروزى كه شب را به سر بردند و آتش مىافروختند و آن را با هيزم درخت سلم و غرب گسترش مىدادند و درختانى از طلا براى ما بالا مىبردند . 1061 - 1062 لفّعها . . . ص 375 آن آتش را با آتش‌گيرانه شدت بخشيد ، پس آن آتش برپاخاست و با شعله‌اش به آسمان سر برافراشت سرخ و نورانى است نيازى به تحريك و تقويت ندارد و گويى در ميان آن رويه‌هاى طلاست . 1063 - كان نيرانهم . . . ص 376 گويى آتشهاى ايشان در هر جايگاهى جامه‌هاى رنگينى بر روى طنابهاى گازر است .