عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

492

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

846 - 852 ما ذا أؤمل . . . ص 309 بعد از نيستى آل محرّق كه خانه‌هايشان را ترك گفتند و پس از اياد ، در انتظار چه آرزويى باشم ! ، و پس از ساكنان قصر خورنق و سدير و بارق « 104 » و قصر كنگره‌دار كه در سنداد « 105 » است ، سرزمينى كه به سبب پاكيزگى جايگاه خواب چاشتگاهيش ، كعب بن مامه و ابن ام دؤاد آن را برگزيدند ، بادها بر محل خانه‌هايشان وزيد و گويى ايشان ميعادى داشتند ، و بتحقيق در آن ديار با راحت‌ترين زندگى و در سايه ملكى استوار پايه غنودند ، در انقره « 106 » فرودآمدند در حالى كه آب فرات كه از كوههاى بزرگ جارى بود ، به سويشان مىآمد ، پس ناگهان نعمتها و همه آنچه موجب سرگرمى بود روزى به نيستى و زوال مىانجامد . 853 - و ارانا . . . ص 310 و ما را همچون كشت و كار نشان داد كه روزگار آن را مىدرود و برخى برجاست و برخى از پا در آمده است . 854 - لو كان . . . ص 311 اگر اسبهايش را با رسنهاى ما درآميزد ، همانا صداى برخورد سلاح ، طنين‌انداز مىشود . 855 - 856 . . . ص 311 مردم از جهت صورت و سيما برابرند ، و پدرشان آدم و مادرشان حواء است ، اگر ايشان را از جهت ريشه و اصل نسبى باشد كه به آن افتخار كنند ، آن اصل و نسب گل و آب است . 857 - و حسبك . . . ص 312 و ترا از امر نسب همين چهره كافى است كه خبر مىدهد از نسل آدمى . 858 - 859 تسألنى . . . ص 313 . . . از من مىپرسد چند سال دارم ، گفتم : « اگر به اندازه سوسمار يا نوح در روزگار پيش از خلقت انسان كه صخره‌ها مرطوب و همانند گل و لاى است ، عمر كنم . . .

--> ( 104 ) - خورنق كوشك نعمان اكبر كه به عراق است . ( منتهى الارب ) . - م . سدير قصرى است در حيره نزديك خورنق كه آن را نعمان اكبر به برخى از پادشاهان عجم اختصاص داد . ( رك : ترجمه متن الجمان ، ص 402 ) بارق : موضعى است به كوفه . ( منتهى الأرب ) . - م . ( 105 ) - سنداد نام جويى يا قصرى است به عذيب . ( منتهى الارب ) . - م . ( 106 ) - انقره موضعى است در حيره و شهرى به روم يا قلعه‌اى است در آن . ( منتهى الارب ) . - م .