عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

489

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

« دبور » « 101 » بودى و اگر سرما بودى سرماى « زمهرير » « 102 » بودى و اگر زمين بودى زمينى خراب و اگر مغز بودى مغزى پوچ و تهى بودى . 808 - قد بكرت . . . ص 295 بتحقيق باد غربى صبحگاهان همراه با گرد و غبار وزيد و بقيه شتران را از بين برد . 809 - و صوح البقل . . . ص 296 و باد تندى كه باد جنوب يمينى آن را سوق داده ، سبزيها را خشك گردانيد . 810 - 811 و ريح . . . ص 296 و چه بسا بادى كه به پهناى خورشيد بود آهنگ آن كردم تا وزش آن دردم را شفا بخشد ؛ به صورت باد صبا آشكار شد آنگاه در چاشتگاه به گردبادى جنوبى تبديل گرديد ، پس آن باد جنوبش چه چيزى را براى من برانگيخت ! 812 - 813 فلم تذرف . . . ص 297 پس دو چشم نگرييد مگر هنگامى كه بامدادان اثاثيه‌ها و هودجهاى ايشان حركت كرد و مگر هنگامى كه ديدم خانه‌هاى قبيله را كه باد تند در پاسى از تاريكى شب ، بنيان آن را بر باد مىدهد . 814 - و انّك . . . ص 298 و بدرستى كه اگر او را در حالى كه مرده است صدا بزنى ، وى پاسخ گويد هر چند استخوانها پوسيده است . 815 - و شباب . . . ص 299 و جوانانى كه چهره‌هايشان نيكوست و از نسل اياد بن نزار بن معد مىباشند . 816 - لا يجفلون . . . ص 300 از پناهگاهشان در مرزها بيرون نمىآيند ، هر چند نخستين دسته هياهوكنندگان حمله‌ور را همچون مرغ سنگخوار بينند . 817 - فهن . . . ص 300 پس آن اسبان دسته‌هايى بودند همانند دسته‌هاى ملخ يا همانند مرغ سنگخوار كه سر راه آبشخوار را گرفته بودند .

--> ( 101 ) - دبور بادى است كه از سوى مغرب مىوزد . ( المعجم الوسيط ، ريشه دبر ) . - م . ( 102 ) - زمهرير سختى سرما . ( منتهى الارب ) . - م .