عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

483

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

به نوباوه‌اى بىموى بپيوندند . 739 - أحلى . . . ص 275 شيرين‌ترين مردان دلپذير زنان آن مردى است كه گونه‌هايش به ايشان شبيه‌تر باشد . 740 - و اذا دعوت . . . ص 275 و هرگاه بنى جديله را فراخوانم جوانانى بىموى بر اسبانى بلندقامت و كم‌موى سوى من آيند . 741 - و فى الحىّ . . . ص 276 و در ميان ايل ، بره آهويى سياه چشم است كه ميوه درخت اراك را مىتكاند ، و دو رشته مرواريد و زبرجد را بر روى هم پوشيده است . 742 - 743 و انّى لأستأنى . . . ص 276 بدرستى كه من مدارا مىكنم ( يا منتظر فرصتم ) و اگر در « عزّة » طمع نمىداشتم ميان هووها را گرد مىآوردم ، و دخترانم كوشيدند تا جدا شوند ، و موى صورت مردانى از پسران كوچكم سياه شده است . 744 - فلا مزنة و دقت . . . ص 276 نه ابرى بارانش را فروريخت ، و نه زمين سبزه‌اش را رويانيد . 745 - يضاحك . . . ص 277 و شكوفه تابنده با خورشيد به يكديگر مىخندند ؛ شكوفه‌اى كه در كمال طراوت است ، و با گياهان انبوه تقويت شده است . 746 - 747 فليس . . . ص 277 اى امّ مالك ! آن روزگار مانند روزگار آن خانه نيست ، و ليكن زنجيرهاى ( اطاعت و بندگى خدا ) بر گردنها پيچيده است ، و جوان همانند پير گرديده ، و سخنى جز حقّ نمىگويد ، و ملامتگران دست از كار كشيده‌اند . 748 - و حائل . . . ص 277 و برگهاى رنگ برگشته باد آورده كه يك سال بر آن گذشته و اطراف خاكهاى درختها در حركت است و سفيد شده ( اطراف آن درخت ارطاة « 85 » متراكم شده است ) .

--> ( 85 ) - ارطى : مفرد آن ارطاة : درختى است كه شكوفه آن مانند شكوفه بيد ، و برگ آن پهن است و بر آن تلخ و مانند عنّاب . ( منتهى الارب ، ريشه ( ارط ) ) . - م .