عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
481
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
غرقگاه مادرمان است ، و تو آن را به دست مىآورى و بالا مىكشى « 80 » ، اگر به درد زرد آب دچار باشى ، دوايش اين است ، و اگر گرسنه باشى ، اين رزقى است كه با آن سير مىشوى . 721 - ان السعيد . . . ص 265 بدرستى كه خوشبخت كسى است كه شترش بميرد ، و از گوشت سير شود و كارش سبك گردد . 722 - 723 لقد رابنى . . . ص 265 بدرستى كه از « زهدم » به شك افتادم ؛ چرا كه وى بر قرص نانم اصرار مىورزد ، و بر جمل مىگريد ، اگر دلبستگى تو ، دلبستگى پاك ( عذرى ) « 81 » بود ، شكم گنده نبودى ، و عشق و محبّت ، پرخورى را از يادت مىبرد . 724 - يلقم . . . ص 266 با شتاب و عجله مىخورد و ( با غذاى ديگران ) زاد و توشه خود را فديه مىدهد ( نگه مىدارد ) و لقمههايى چون مرغ سنگخوار به درونش رها مىكند . 725 - و زاد . . . ص 266 عون در سرعت تناول غذا آن چنان بر ما فزونى يافت كه بينى او چشمش را فرا پوشيد . 726 - 727 اتانا . . . ص 266 نزد ما آمد در حالى كه از نظر بيان و دانش ، سحبان بن وائل در آنچه مىگويد به پايش نمىرسيد ، پس پيوسته در خوردن حرص و ولع ورزيد تا جايى كه چون لب به سخن مىگشود ،
--> ( 80 ) - بيت 719 ( و قلت . . . ) به روايتهاى گوناگون نقل شده است ، ترجمه فوق ، مطابق روايت متن الجمان است و خالى از تحريف نيست ، روايت آن بيت در العقد الفريد ، ج 6 ، ص 306 چنين است : « و قلت لبطنى أبشرى اليوم انّه + حمى امنا ممّا تفيد و تجمع » و در عيون الاخبار ، ج 3 ، ص 204 چنين است : « و قلت لبطنى أبشر اليوم انّه + حمى امنا ممّا تحوز و ترفع » ، چنان كه ملاحظه مىشود دو وجه مذكور با وجه منقول در الجمان تفاوت اساسى ندارد ، و به نظر مىرسد ، وجه منقول در عيون الاخبار صحيحتر باشد . در لسان العرب ريشه « ريع » چنين ضبط شده است : « و قلت لنفسى أبشرى اليوم انّه + حمى آمن أما تحوز و تجمع » و ترجمه چنين مىشود : به خويشتن ( شكم ) گفتم : تو را مژده باد كه آن قرقگاه امنى است . آيا به دست نمىآورى و بالا نمىكشى ! . - م . ( 81 ) - به اين سبب به شخص پاكدامن عذرى گفته مىشود كه طايفه بنى عذرة به پاكدامنى معروفند . - م .