عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
463
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
گويى شير پارههايى از كبدش را بر او برگردانيده است و تكه ثابتى از ستاره بطن الحمل آن گياه را سرسبز و با طراوت « 56 » كرده است . 536 - اذا ما الثريا . . . ص 204 هرگاه ثريا در آسمان خودنمايى مىكند ؛ همچون خودنمايى حمايل مزيّن به مرواريد . . . 537 - وردت . . . ص 204 ( به آن آب رنگ برگشته بويناك ) كوركورانه وارد شدم در حالى كه گويى ستاره ثريا بر بالاى سر پرنده « ابن ماء « 57 » » اوجگيرنده است . 538 - و قد لاح . . . ص 204 بتحقيق ستاره ثريا شباهنگام براى شبرو همانند خوشه انگور ملّاحيهاى « 58 » كه شكوفه داده ، آشكار شد . 539 - كان الثريا . . . ص 204 گويى ستاره ثريا در ساعات آخر شب طلوعش ، شكوفه باز شده و يا لگام نقرهكوب است . 540 - و ناولينها . . . ص 205 و آن ( باده ) را به منش داد در حالى كه گويى ستاره ثريا دسته گل نرگسى است كه ساقى با آن ، همدمان را درود گفته است . 541 - 542 و قد تروم . . . ص 205 و گاهى ستاره ثريا آهنگ غروب مىكند همانند رو افتادن اسب باريك ميانى كه نزديك است دهنه خويش را بيفكند . 543 - و ترى الثريا . . . ص 205 و ثريا را در آسمان مىبينى كه گويى پايى است كه از جامههاى سوگوارى ( جامههاى
--> ( 56 ) - نصّ بيت در الجمان كهّله بود ، و چون كهّله از فعل كهل به كار نرفته بعيد نيست كه محرّف از كحّله باشد كه در ترجمه همين وجه محتمل منظور شد . و شايد مقصود از « فلذ من البطن » باران بطن الحمل باشد كه سبب طراوت گياه مورد وصف شاعر شده است . - م . ( 57 ) - ابن ماء نوعى پرنده است . رك : الجمان ، پاورقى ، ص 204 ، در ديوان ذى الرّمة ، ج 1 ، پاورقى ، ص 490 نقل شده : « ابن الماء هر پرندهاى است كه با آب الفت دارد . » - م . ( 58 ) - ملّاحى قسمى انگور نيكوى سفيد است . ( فرهنگ معين ) . - م .