عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

457

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

دستهاى زنان براى رشتن نخ آن بلند شد ، و آن جامه فرمان چرخ ريسندگى را پيروى كرد - كجاست آن جامه دبيقى در آن زمان كه با نازكى بافت خود ، بافت خانه عنكبوتهايى را حكايت مىكند كه در مكان متروكى بنا شده و باد پاييزى هوايش را لطيف و كرانه‌هايش را پاك گردانيده و هوايش معتدل شده است ، پس آن جامه گويى عرضى « 46 » است كه بر ذات خود پايدار است و جسمى دربردارنده و پذيرنده آن نيست . 473 - نظرت . . . ص 188 به سويت همراه نيازى كه روان كردى نگريست ، همچون نگريستن بيمار به چهره‌هاى عيادت‌كنندگان . 474 اردن . . . ص 189 خواستند سخن گويند ، پس وى از حريف خود پرهيز كرد ، پس سخن وى جز موافقت ( اشاره ) با ابروها نبود . 475 - 478 اذا رنّقت . . . ص 189 هرگاه خورشيد شامگاه به غروب نزديك مىشود و تابشى لرزان همچون « ورس » ( سرخ گونه ) بر كرانه غربى پخش مىكند ، و دنيا را وداع مىگويد تا آخرين نفسش را برآورد ، و باقى عمرش به پايان مىرسد و پرتو مىافشاند و در حالى كه بيمار است و گونه‌اى رنجور و لاغر را بر زمين مىنهد ، شكوفه‌ها را مىنگرد ، چنان كه چشم بيمارى كه از دردهايش مىكشد آنچه مىكشد ، عيادت‌كنندگان را مىنگرد . . . 479 - 480 نفى الذم . . . ص 190 از آل محلق نكوهش را زدود قدحى كه همچون حوض بزرگ شيخ عراقى آب از اطرافش لبريز مىشود ، و جماعت مردم را بينى كه با كف دست از آن آب مىگيرند و پايين ايشان از زاد و ولد ، فرزندانى كوچك همراه آن جماعت است . 481 - و يكللون . . . ص 191

--> ( 46 ) - عرض موجودى است كه وجود آن فى نفسه عين وجودش براى غير و در غير باشد . . . و بالاخره عرض موجودى است كه هرگاه در خارج موجود شود ناچار وجودش در موضوعى از موضوعات خواهد بود . رك : فرهنگ علوم عقلى ، ص 354 . - م .