عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
453
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
پيمانى را محكم بستيد ولى چون ما دست از جنگ برداشتيم ، پيمانهاى شما مانند زرق و برق سرابى بود كه در بيابان سوزان برق مىزد . 429 - 430 الف غلطا . . . ص 175 خطا كرد آن كه سراب را در بيابان آبى پنداشت كه در وسط بيابانى خالى و صاف به آرامى روان است ، و در نتيجه آب اندك خويش را ريخت و بسوى آن سراب بسرعت حركت كرد ، در حالى كه سراب هنوز نزديك يا دور نشده است . 430 - ب كالّذى . . . ص 176 همانند كسى كه سراب با آنچه به خيالش انداخت بفريفت . تا آنچه در مشگ داشت بريخت . 431 - فى ليلة . . . ص 176 . . . در شبى كه آسمان ( با ابرهايش به زمين ) نزديك و سياه و تاريك همچون دل كافر بود . 432 - و ليل . . . ص 176 و چه بسا شبى همانند موج دريا كه پردههايش را با انواع اندوهها بر من افكنده بود تا ( مرا ) بيازمايد . 433 - تصف . . . ص 177 شمشيرها را وصف مىكنى اى پسر آهنگران در حالى كه جز شما با شمشيرها تمرّد مىكند ، و آن وصف شمشير كار شمشيرساز است . 434 - انت عصا . . . ص 178 تو عصاى موسايى ، عصايى كه پيوسته آنچه جادوگر به دروغ مىآورد مىبلعيد . 435 - 437 داهية . . . ص 178 خطرناك مارى است كه از فرط بزرگى كوچك شده و پلكهاى چشم را مدّتى طولانى نه از روى شرم ، بر هم مىنهد ، گويى كثرت تفكّر او را از خود بىخود كرده بود ، دو چشمانى داشت كه در طول شكافته شده و برگشته ، و دو چاك دهانش تا به گوش شكاف خورده بود ، و نگاهى دوبين داشت ، و آن مار را طوفان ، در روزگار تلاطم آورده بود . 438 - 440 لا همّ . . . ص 179