عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
450
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
طومارهاى فارسيان است . 396 - نبّئت . . . ص 167 به من خبر رسيده كه بنى سحيم خون « المنذر » را به خانههايشان وارد ساختهاند . 397 - اذا غيّر . . . ص 167 هرگاه دورى ، دوستان را دگرگون سازد ، نزديك نيست عشق درونيى كه از دوستى ميّه تحقق يافته زايل شود . 398 - نظرت . . . ص 169 به آن آتش كه براى مسافران برافروخته مىشد نگريستم در حالى كه ستارگان گويى چراغهاى راهبان است كه براى كوچكنندگان برافروخته مىشود . 399 - 400 اذا كانت . . . ص 169 هرگاه ستاره « الشعرى العبور » ظاهر مىشود ، گويى قنديل آويزانى است كه بر آن هودجها قرار گرفته است و ستاره سهيل از دور نمايان شد و گويى شعله آتشى است كه گيرنده ، آن را از باد دور مىسازد . 401 - و الصبح . . . ص 169 و سپيده بامداد بدنبال ستاره مشترى مىآيد و گويى آن شخص برهنهاى است كه در تاريكى با چراغ راه مىرود . 402 - كانّ النجوم . . . ص 169 گويى ستارگان شب در سياهى تاريكى ، همانند سرهاى شانههايى است كه در مقنعهها استوار شده باشد . 403 - و اعترضت . . . ص 169 و ستاره الشعرى پهنه آسمان را گرفت و گويى آن ياقوتى در ميان شانهاى است . 404 - 405 و ترى . . . ص 170 و ستارگان تابنده را مىبينى كه گويى در سر بند است و ستاره ثريا را ميان آنها مىبينى كه گويى حلقههاى بافته كلاه خود سر است . 406 - اذا ما الثريا . . . ص 170 هرگاه ستاره ثريا در آسمان ظاهر شود گويى آن رشته دانههاى گردنبند مرواريدى است كه