عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
440
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
شده مىباشند . 289 - 291 و فاشية و چه بسا درخت پهن شده بر روى زمين كه دخترانش ( ميوههايش ) را برهنه مىيابى و نه زرهها بر آنها پوشانيده مىشود و نه مقنعههايى ، و هرگاه شتران سوارى آن را ببويند از آن نمىچشند ، هر چند ميوههاى سرشاخههاى آنها نرم و تازه است و رشتههاى آن محكم تابيده شده و پشتهاى آن صاف و هموار است و شيرههاى خاكهاى مرطوب سيرابش كرده و مدور شده است . 292 - 293 كيف السلو . . . ص 138 چگونه است تسلّى آن كه اعضايش جداجداست ، جسمى در توس و دلى در نجف دارد ، پيوسته در اطراف آن به برقى نظر مىافكندم ، كه چون چشم برهم زدن است ، نهان مىشود و به سرعت مىگذرد . 294 - يسبق . . . ص 138 سرعت حركتش در آسمان بر نگاه من پيشى مىگيرد و ( نگريستنم به او ) همانند اين است كه ستاره فروافتاده را نگريستم . 295 - و عينان . . . ص 138 دو چشمى كه خداى گفت : وجود يابيد پس وجود يافتند ، آن دو چشم با خردها آن كند كه باده . 296 - 297 لا تضرعن . . . ص 139 از روى چشم داشت در برابر مخلوقى زارى مكن كه آن به دين تو آسيب رساننده است و از خداى از آنچه در گنجينههايش است روزى بخواه كه آن روزى تو ميان كاف « كن » و نون « يكون » است . 298 - 301 و ان الجديدين . . . ص 140 بدرستى كه شب و روزى كه با پيشامدهايى كه به سويم شتابنده است ، فنايم را در بر دارد ( - آن شب و روز ) مرا از پيش ؛ آن هنگامى كه نورسيده بودم ، برپا داشته ، و از آن پس با من به كشتى گرفتن پرداخت چه كشتى گرفتنى ، همانند زن ماهر و هم بىتجربهاى كه رشتههاى طناب را پس از آن كه محكم تابيده ، بازتابيد . و اگر خبرها را جويا باشى به تو راست مىگويند ، و شنيدن تو را از