عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

426

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

123 - 125 أياد منتى . . . ص 95 اى دو خرابه واقع در سرزمين پست ! قطره‌هاى گهربار باران ، مسيلهاى آن بلنديها - جايى كه آن سرزمين پست به شما دو خرابه ختم مىشود - سيراب كناد ! و اى تپه آن دو خانه ( يا آن دو سرزمين يا آن دو محلّه ) ! ، از ميان تپه‌ها ، در دورى از ما سلامت باد ، و صداى غرش ابرها به تو اختصاص يابد ، پس تويى آن كه نزديكى به او ، دلم را شفا مىبخشد ؛ براى اين كه از ديرباز با وى انس داشته‌ام ، و دورى از آن دلم را شيفته مىگرداند . 126 - 127 احبّ . . . ص 59 محبوب‌ترين سرزمين از سرزمينهاى خدا نزد من كه دوست دارم ابرهايش ببارد سرزمينى است كه ميان درهء منعج و فلج « 19 » قرار دارد ، سرزمينهايى كه در آن تعويذات ( دعاهاى چشم زخم ) بر من آويخته شد ، و نخستين سرزمينى كه خاك آن بدنم را لمس كرد . 128 - الافا سلمى . . . ص 96 هان اى سراى مىّ با وجود كهنگى سالم بمان ، و در شنزارهاى فشرده‌ات قطره‌هاى باران پيوسته جارى باد ! . 129 - فسقى . . . ص 96 پس ديارت را باران بهارى و باران مداوم و آرام جارى بىزيان سيراب كناد ! 130 - 131 سقى الجيرة . . . ص 96 همسايگان كوچ‌كننده در صبح زود را نخستين باران بهارى سيراب كناد ! . باران بهاريى كه بشدّت مىبارد و فراوان است و سبزى و طراوت آفرين . ( - سيراب كند ) با ابرهايى كه مانند پلكهاى چشم من است و با آذرخشى كه مانند آتش درونى من است ، و با غرشى كه مانند شيونهاى من و با بارانى كه مانند اشكهاى من است . 132 - 133 رزقت . . . ص 97 آن ديار را بارانهاى بهارى روزى شود ، و باران همراه غرش رعدها ؛ باران فراگير و كامل و باران نرم و ملايم بر آن بارد ، پس شاخه‌هاى درخت ابهقان ( جرجير دشتى ) سر برافرازد ، و در دو

--> ( 19 ) - فلج دره‌اى است ميان بصره و قرقگاه « ضريّة » . معجم البلدان ، ج 6 ، ص 393 و منعج دره‌اى است ميان چاههاى ابو موسى ( حفر ابى موسى ) و النّباج . همان مرجع ، ج 8 ، ص 180 . - م .