عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
422
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
خوش باد » و بسوى غذا برخاسته و روان شدم ، پس سرپرست ايشان گفت : « ما آدميان را بر غذايشان رشك مىبريم . » 74 - 75 لو اسندت . . . ص 79 اگر او مردهاى را بر سينهاش تكيه دهد ، زندهاش مىيابد و به گورستان حمل نمىشود ؛ تا جايى كه مردم از مشاهده آنچه ديدند بگويند : اى شگفتا از مردهاى كه زنده شده است . 76 - 77 هواك . . . ص 79 اى بثينه عشق به تو مر دلم را چون كسى است كه برپاخاست و مردهاى كه مدفون بود زنده ساخت ، و او نيازمند به اين نبوده و اين شيفته اوست و به خودش اختصاص مىدهد « 11 » . 78 - 79 و خيفاء . . . ص 80 و سرزمين رنگارنگ از گياهى كه شير آرنج خود را در آن افكنده ( اقامت گزيده ) است ، پس هر دامدارى را خوشحال و هر بىدامى را افسرده ساخت . روباه در آن مىخراميد ، و پشت خود را مىكشيد ، گويى شكمش شكم آبستنى است كه دوقلو دارد ، و دوقلو مىزايد . 80 - 81 رعى ترائك . . . ص 80 در فراوردههاى باران ، در اطراف « ذى امر « 12 » » گياهان شكوفهدار را چرانيد و جايى كه نه هيزم خشكى بود و نه آبى . چون ناقهاى را بر مىانگيخت ؛ ناقه پهلو گرفته كنار شتران را ، گويى آن ناقه نخوابيده بوده است ، و بر روى آن ( سرزمين ذى امر ) در نواحى آن پنبهها زده مىشد . 82 - يأتيك . . . ص 81 از اهل وى آن كه خواهان آتش است ؛ كه آتشى نگرفته ، نزد تو آيد . 83 - و تضحى . . . ص 81 و روز را به چاشت مىآورد در حالى كه مشك كوبيدهشده بر بالاى سرش قرار دارد و هنگام چاشت خوابآلود است و جامه نپوشيده و كمر را نبسته است . 84 - 87 اذا ما ارتدى . . . ص 82
--> ( 11 ) - چنان كه مؤلّف در ص 50 يادآور شده بيت فوق معمّا گونه است ، و مقصود از كسى كه مرده را زنده ساخته باران است كه گياه را از دل زمين رويانيده است . - م . ( 12 ) - ذى امر : نام محلّى است در ناحية الخيل از محدوده غطفان در نجد ، رك : معجم البلدان ، ج 1 ، ص 334 . - م .