عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
404
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
تشنهكامى است . كم من مستقبل . . . ص 109 چه بسيار بيننده روزى كه آن روز را به پايان نمىرساند و ( چه بسيار ) منتظر روزى كه آن روز از ايام زندگيش نيست . كيلوا و لا تهيلوا . ص 182 با پيمانه بدهيد و سرازير نكنيد ( بىپيمانه ندهيد ) « ل » لو ان اللّه حبس . . . ص 209 اگر خداى باران را هفت سال از مردم ببرد سپس آن را فروفرستد دستهاى از مردم به او كفر ورزند و گويند : باران مجدح « 13 » بر ما نازل شد . « م » ما زال القمر . . . ص 225 پيوسته ماه او را به من مىنماياند تا هنگامى كه ماه پنهان شد ، او ماه را به من مىنماياند . ما سقى منها بعلا ففيه العشر . ص 129 آن نخلهايى كه خود به خود سيراب شده يكدهم به آن تعلق مىگيرد . مثل المؤمن الذى يقرأ القرآن مثل الاترجة ريحها طيب . . . ص 291 مثل مؤمنى كه قرآن مىخواند همانند ترنج است كه بويش خوش ، و مزهاش خوش است ، و مثل مؤمنى كه قرآن نمىخواند همانند خرماست كه مزهاش خوش است و بويى ندارد و مثل منافقى كه قرآن مىخواند مانند گياه ريحانه است كه بويش خوش است و مزهاى ندارد و منافقى كه قرآن نمىخواند مانند حنظل است كه بويش ناخوش و مزهاش پليد است .
--> ( 13 ) - مجدح چوبى است كه بر سر آن ، دو چوب قرار گرفته و با آن مايعات را مخلوط مىكنند . المعجم الوسيط ، ريشه ( جدح ) . - م .