عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
38
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
ابو عبيده در كتاب خود ، بر اين روش پيش مىرود ، و در تفسيرى كه از آيات قرآن دارد ، عبارتهايى مانند : « مجازه كذا ( : مجاز آن چنين است ) » و « تفسيره كذا » و « معناه كذا » و « غريبه » و « تقديره » و « تأويله » ، به كار مىبرد . شاعر عصر عبّاسى ، ابو الحسن محمّد بن ابى الحسين ، معروف به « الشريف الرّضى » ( 406 ه ) دو كتاب نگاشته ، و در آنها مجازهايى كه در قرآن و احاديث پيامبر محمّد ( ص ) وجود دارد ، بيان داشته است . آن دو كتاب المجازات النبويّه و تلخيص البيان فى مجازات القرآن است . شريف رضى در كتاب اخيرش ، همان روشى را كه از ابو عبيده ديديم ، پيش مىگيرد ؛ پس وى قرآن را سوره سوره ، مىگيرد ، آنگاه از معانى مجازى و نكتههاى بلاغى جالبى كه در آيات وجود دارد ، سخن به ميان مىآورد . مىگويد : « از آيات سورهاى كه در آن سخن از بقره به ميان آمده ( سورة البقرة ) قول خداى - سبحانه - است : خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ « 80 » ، اين تعبير ( ختم ) استعاره است ، زيرا مهر نهادن بر دلها به معناى حقيقى ممكن نيست ، و همانا معنى اين است كه خداى - تعالى - بر دلهايشان نشانى مىنهد كه فرشتگان به سبب آن ، كافر و مؤمن ، و مصرّ بر گناه و تارك گناه را از يكديگر بازمىشناسند ؛ پس گناهكار را به سبب گناهش نكوهش ، و فرمانبردار را به سبب فرمانبردارى ستايش مىكنند ، و ازاينرو خداى - تعالى - در وصف مؤمنان گفت : أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ « 81 » . و از آن قبيل ( نوع استعاره ) است در اين سوره ، گفتار خداى - تعالى - : صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ « 82 » و بوضوح دانستهايم كه در حقيقت ، كرى و لالى و كورى
--> ( 80 ) - سورة البقرة ( 2 ) آيهء 7 . ( 81 ) - سورة المجادله ( 58 ) آيهء 22 . ( 82 ) - سورة البقرة ( 2 ) آيهء 18 .