عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
370
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
1 ترجمهء آياتى از قرآن كريم كه در كتاب الجمان نقل شده است سوره بقره : خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ : خدا بر دلهايشان مهر نهاد و بر گوششان . ( آيهء 7 ) مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ . كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ . . . قَدِيرٌ » : داستان ايشان ( منافقان ) داستان كسى است كه آتشى برافروخت پس چون اطرافش را روشن ساخت ، خدا روشناييشان را بگرفت و ايشان را در حالى كه نمىبينند ، در تاريكيها رها ساخت . ( ايشان ) كرند و گنگند و كورند پس بازنمىگردند . يا ( حكايت منافقان ) حكايت ( مبتلايان به ) بارانى است از آسمان كه در آن تاريكيها و رعد و برق است و ايشان انگشتان خود را از ترس مرگ به سبب صاعقهها در گوشهايشان مىنهند و خدا بر كافران احاطه دارد . نزديك است برق چشمانشان را بر بايد و هرگاه بر ايشان پرتو افكند در پرتو آن حركت مىكنند و هرگاه بر ايشان تاريك شود مىايستند و اگر خدا خواهد شنوايى و بيناييشان را بگيرد ، بدرستى كه خداى بر هر چيز تواناست . ( آيهء 17 - 20 ) يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا . . . لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ : اى مردم پروردگار خويش را كه شما را و كسانى كه پيش از شما بودهاند ، آفريد ، عبادت كنيد باشد كه پرهيزكارى كنيد . ( آيهء 21 ) فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا . . . وَ الْحِجارَةُ . . . : پس اگر انجام نمىدهيد ( مثل قرآن را نمىآوريد ) و هرگز انجام نمىدهيد ، از آتشى كه هيزمش مردم و سنگ است . بپرهيزيد . . . ( آيهء 24 )