عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

349

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

مِسْكٌ « 8 » نيز بر وجه تشبيه مىباشد ؛ يعنى آن باده ، در خوش‌بويى همانند مشك است ، و آن آيه همانند گفتار خداى - تعالى - : كانَ مِزاجُها كافُوراً « 9 » است . و از حسن ، درباره گفتار خداى - تعالى - : « خِتامُهُ مِسْكٌ » ، روايت شده كه گفته است : « ( ختامه مسك ) يعنى پايان جرعه‌اش بوى مشك دارد » و ابو عبيدة در تفسير آيه ، به راى وى معتقد شده و از شعر ابن مقبل قرائت كرده است : [ از بحر بسيط ] 1032 ممّا يعتق فى الحانوت قاطفها * بالفلفل الجون و الرّمّان مختوم « 10 » پس وى ، به دليل گفتار خدا : وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ « 11 » ختام راى به عاقبت تفسير كرده ، و از ختم به معناى مهر نشمرده است . و خداى - تعالى - گفته است : يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ « 12 » و گفته است : يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ بَيْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ « 13 » ، و كلام خدا ( در اين آيه ) « بيضاء » همانند كلام او « قوارير » در آيه « قوارير من فضّة » است . و امّا كلام خدا : كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا « 14 » ، پس آن كلام دالّ بر لذت‌بخش بودن جرعه پايانى است ؛ زيرا زنجبيل زبان راى مىگزد و آن گزندگى ، از بهترين اوصاف باده نزد عرب است . اعشى گفته است : [ از بحر متقارب ] 1033 معتقة قهوة مزّة * لها زبد بين كوب و دنّ « 15 »

--> ( 8 ) - سورة المطففين ( 83 ) آيهء 26 . ( 9 ) - سورة الانسان ( 76 ) آيهء 5 . ( 10 ) - بجاى قاطفها مقطعها نوشته شده و بر آن خط كشيده شده است . و در ديوان ابن مقبل ، ص 268 ( بجاى مصراع اول چنين نقل شده است ) « صرف ترقرق فى الناجود ناطلها » . ( 11 ) - سورة محمّد ( 47 ) آيهء 15 . ( 12 ) - سورة الواقعة ( 56 ) آيهء 17 و 18 . ( 13 ) - سورة الصافات ( 37 ) آيهء 45 و 46 . ( 14 ) - سورة الانسان ( 76 ) آيهء 17 . ( 15 ) - در نسخه اصل چنين است اما در ديوان او ، ص 17 مصرع اول به اين صورت ضبط شده است . « صليفيه طيّبا طعمها »