عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
333
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
گرفته شده است و زمانى آن كلام به كار مىرود كه سال ، خير و بركات خود راى منع كند . و گفته شده : « على حرد ، يعنى على غضب ( : ايشان با خشم بر مستمندان ، بيرون شدند ) » و گفته شده : « على حرد ، يعنى على قصد ( : ايشان بيرون شدند در حالى كه به گمان خود مىتوانستند عزيمت بوستان خود كنند و آفت و بلايى مانع ميان ايشان و بوستان نبود . و در مورد « حرد » ى كه به معناى قصد است اين شعر قرائت شده است : [ از بحر رجز ] 949 أقبل سيل جاء من امر اللّه * يحرد حرد الجنّة المغلّة « 4 » ( بيان ) گفتار خداى - تعالى - : « فَطافَ عَلَيْها . . . » . « الطائف » به معناى وارد شونده هنگام شب است ، و هرگاه گفته شود « اطاف به » مىتواند به معناى وارد شدن در شب يا روز باشد ، فراء قرائت كرده است : [ از بحر وافر ] 950 أطفت بها نهارا غير ليل * و الهى ربّها طلب الدخال « 5 » ( بيان ) گفتار خداى - تعالى - : « فَطافَ عَلَيْها . . . » يعنى خداى - تعالى - بر آن بوستان آفتى از آسمان فرستاد و در نتيجه همه آن بوستان آتش گرفت ؛ فاصبحت كالصريم : همانند صريم شد ؛ يعنى همانند شب سياه گرديد و شب از آن جهت صريم است كه كار و فعاليت در هنگام شب قطع مىشود شاعر گفته است : [ از بحر وافر ] 951 تطاول ليلك الجون البهيم * فما ينجاب عن صبح صريم 952 اذا ما قلت اقشع او تناهى * جرت من كلّ ناحية غيوم و ابو عمرو بن العلاء قرائت كرده است : [ از بحر وافر ] 953 الا بكرت و عاذلتى تلوم * تهجّدنى « 6 » و ما انكسف الصريم « 7 »
--> ( 4 ) - در نسخه اصل چنين است اما در لسان العرب ، ريشه « حرد » مصراع اول چنين است : « و جاء سيل كان من امر اللّه » . ( 5 ) - در تفسير مجمع البيان ، ج 10 ، ص 336 بجاى « الدخال » الرخال ضبط شده است . - م . ( 6 ) - در تفسير مجمع البيان ، ج 10 ، ص 336 تجهّلنى بجاى « تهجّدنى » ضبط شده است . - م . ( 7 ) - در حاشيه نسخه اصل ( بجاى تهجدنى ) تهجننى ضبط شده است .