عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

331

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

آن چوبها را مىبيند سالم مىپندارد ( - ايشان را به چنان چوبهايى ) تشبيه نموده است . » و از بيتهايى كه در مثل چنان معنايى مثل شده ، گفتار شاعر اول است : [ از بحر هزج ] 948 ترى الفتيان كالنّخل * و لا تعلم بالدخل و هنگامى كه كار كسى به تباهى گرايد گفته مىشود : « دخل امره » . و از سخنان مشهور عرب در ترك تأمّل و بينش است : « كانّه بهيمة ( : گويى چارپاست ) » و ، كانّه صنم ( : گويى بت است ) ، و « كانّه حجر ( : گويى سنگ است ) » . و گفتار ابو سفيان - هنگامى كه از پيامبر ( ص ) اجازه خواست ، و پيامبر نخست مانع شد ، سپس اجازه داد - : « ما كدت تأذن لى حتّى تأذن لى الجلهمتان « 3 » ( : ما را اجازه نمىدهى مگر آنكه به سنگ دو طرف ( دولبه ) وادى اجازه دهى ) » ( - آن گفتار ( حتى تأذن . . . ) از باب تشبيه و اراده فرد پست و فرومايه از افراد مردم است . پس پيامبر ( ص ) گفت : « تو چنانى كه گفته شده : كلّ الصيد فى جوف الفرا ( : همه صيد در دل گورخر است ) » و با آن كلام از او دلجويى نمود وى از افراد « المؤلفة قلوبهم » « 4 » بود . يعنى تو در ميان مردم همانند گورخرى كه در ميان صيدهاى ديگر است يعنى همه مردم پايين‌تر از اويند . و كلمه خشب در خشب مسندة به سكون « شين » مانند بدنه و بدن قرائت شده است و قرائت خشب مسنّدة مانند شجر و شجره نيز جايز است .

--> ( 3 ) - نص حديث در النهاية ، ج 1 ، ص 290 چنين است « ما كدت ان تاذن لى حتى تاذن لحجارة الجلهمتين قبلى » . - م . ( 4 ) - المؤلفة قلوبهم كسانى مىباشند كه جذبشان به اسلام با احسان و انفاق دنبال مىشود . رك : المفردات فى غريب القرآن ، ريشه ( الف ) . - م .