عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

314

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

خدا دوزخيان را به اين معنى وصف مىكند كه خوراكشان از درخت « زقوم » و نوشيدنى ايشان از « حميم » اى است كه نوشنده‌اش را سيراب نمىكند . الهيم : شتران تشنه‌اى هستند كه به سبب خوردن گياه « حمض « 35 » » به مرض « هيام » دچار مىشوند . و هيام تشنگى سخت است . ذو الرمّة گفته است : [ از بحر بسيط ] 920 كانّنى من هوى خرقاء مطرف * دامى الاظلّ بعيد الشأو مهيوم « 36 » ( مقصود از مطرف دامى الاظل . . . ) شترى است كه به مرض هيام مبتلا شده و از وطنش دور مانده است و عرب شتر را ، به سبب رنج تشنگى ، و دور بودن او از آبشخوارها ، به حرص و ولع بر نوشيدن هنگام نزديكى به آبشخوار ، و به سرعت نوشيدن آب و طول مدت و تكرار آن وصف مىكنند . شاعر رجزسراى در حالى كه شترى را وصف مىكند كه وارد آبشخوارش ساخته مىگويد : [ از بحر رجز ] 921 كان صوت جرعه فى المنهل * جندلة دهدهتها فى جندل و شاعر ديگرى - درحالىكه متوجه شتر خود شده تا آن را به آبشخوار وارد كند شعرى سروده ، و با آن ، شتر را به جايگزين كردن ( ديار ديگر ) بجاى ديار خودش فرا مىخواند - گفته است : [ از بحر رجز ] 922 هذا مقامى لك حتّى تنصحى * ريّا و تجتازى بلاد الابطح و يكى از شاعران « محدث » در وصف بسيارى اشك و فراوانى آن راه مبالغه را پيموده و بيان داشته كه اشك ، شتران تشنه را سيراب مىكند ، و در ضمن ابياتى كه مرزبانى آنها را قرائت كرده گفته است : [ از بحر بسيط ] 923 و يا أخا الذود قد طال الهيام بها * لا تعرف الرّى من جذب و اقفار 924 رد بالعطاش على عينى و محجرها * ترو العطاش بدمع واكف جار

--> ( 35 ) - حمض : آنچه تلخ و شورمزه باشد از نبات خلاف خلّه ، و آن به منزله فواكه است شتران را . رك : منتهى الارب . ريشه « حمض » . - م . ( 36 ) - ديوان ذى الرمة ، ص 569 ملاحظه شود .