عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
308
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
بر ايشان طواف مىكنند ) » اين است كه : اين چيزها براى ايشان است . پس گويى خدا گفته است : « و لهم حور عين » و مثل اين آيه از مواردى كه ( معطوف عليه ) حمل بر معنى « 3 » شده گفتار شاعر است : [ از بحر كامل ] 876 بادت و غيّر آيهنّ يد البلى * الّا رواكد حمرهنّ هباء 877 و مشجّج امّا سواد قذاله * فبدا ، و غيّر ساره المعزاء « 4 » زيرا معناى « الّا رواكد » گويى « بها رواكد » است ، پس رفع « مشجج » از باب عطف بر معنى مىباشد . و به تحقيق آيه « حور عين » به نصب ( حورا عينا ) بنا بر حمل بر معنى نيز ، قرائت شده است ؛ زيرا معنا چنين است : « يعطون هذه الاشياء و يعطون حورا عينا ( اين چيزها [ نعمتهاى مذكور در آيات قبل ] به آنها داده مىشود و به آنان حوريان فراخ چشم نيز بخشيده مىشود ) » ؛ جز اينكه اين قرائت با قرائت « مصحف امام » « 5 » مخالف است . و معناى « حور » ، زنان سيمين تن است ، و معناى « عين » زنانى با چشمان درشت و زيباست ، و معناى « كامثال اللؤلؤ المكنون » اين است كه آن زنان همانند درّى هستند كه از صدف و مخفيگاهش بيرون آورده مىشود ، و گذشت روزگار و حالات گوناگون بكارگيرى ، آن را دگرگون نساخته است ، و همانا خدا با گفتارش « كامثال اللّؤلؤ » اين معنى را اراده نموده كه پاكيزگى و درخشندگى آن زنان همانند پاكيزگى و درخشندگى درّ است ، شاعران نيز ( زنان ) را به درّ تشبيه كردهاند ؛ و ليكن اين وصف تشبيهى را با اين اختصار نياوردهاند ، از جمله آن تشبيهات گفتار نابغه
--> ( 3 ) - مقصود از حمل بر معنى همان عطف بر توهم است كه احيانا عطف بر معنى نيز ناميده مىشود و آن اين است كه براى معطوف عليه اعرابى قابل تحقق فرض شود و معطوف را ، آن اعراب متوهّم و مفروض معطوف عليه دهيم . مغنى اللبيب ، الباب الرابع ، ص 619 . - م . ( 4 ) - لسان العرب ، ريشه « شجج » . ( 5 ) - نام قرآن و مصحفى است كه به نام عثمان معروف است ، و آن به خطّ عثمان نيست ، بلكه به خطّ زيد بن ثابت نوشته شده بوده است . لغتنامه دهخدا ، حرف ميم . - م .