عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
304
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
گداخته مىشود و عرب در سختى و شدت امور و در حالاتى از حالاتشان كه با آن آشنايى دارند - از قبيل خشكسالى و جنگ و مانند آن - سخن از دگرگونى آسمان به ميان مىآورند . شاعر گفته است : [ از بحر طويل ] 864 و محمرّة الاعطاف مغبرّة الحشا * خفاف رواياها بطاء عهودها ( مقصود شاعر از محمرة الاعطاف ) سال خشكسالى است كه آفاق آسمانها در آن سال سرخ رنگ ، و زمين گردآلود است . « رواياها » يعنى سحابها : ( ابرهاى آن ) . « العهود » : بارانهاى نخستين ( باران بهارى ) است . و نيز يكى از اعراب كه سخن از خشكسالى به ميان آورده ، گفته است : [ از بحر متقارب ] 865 و جاءتك بالهفّ لا أرى فيه * و قد سوّد الشّمس فيه القتر 866 كانّ النّجوم عيون الكلا * ب تنهض فى الافق او تنحدر ( و معناى سوّد الشمس ) اين است كه غبار جلو آن را گرفته و رنگهايش را تيره ساخته است ، چنان كه ذو الرّمة گفته است : [ از بحر طويل ] 867 و حيران ملتجّ كانّ نجومه * وراء القتام الاغبر الاعين الخزر « 25 » 868 تعسّفته بالرّكب حتّى تكشّفت * عن الصهب و الفتيان أوراقه الخضر « 26 » اما الزام مخاطبان به اقرار به نعمت در گفتار خدا فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ « 27 » در حالى كه در شكافته شدن آسمان نعمتى كه اقرارى نسبت به آن تحقق يابد ، وجود ندارد - اين تقرير از جهت بازداشتن و هشدار دادن به سبب حادثه شكافته شدن آسمان است ؛ پس تقرير به نعمت ( در اين آيه ) تقرير به سبب آن مىباشد ، و همانا هشدار و بيم با ضرر محض تحقق مىيابد ، نه با آنچه توأم با نفع است ، و ليكن تقرير به نعمت در اين آيه تقرير به سبب نعمت است و آن سبب هشدار به انشقاق آسمان
--> ( 25 ) - در نسخه اصل چنين است اما در ديوان او ، ص 214 ( بجاى الاغبر ) العاصب ضبط شده است . ( 26 ) - در نسخه اصل چنين است اما در ديوان ( بجاى اوراقه ) ارواقه ضبط شده است [ ديوان ذى الرّمة ، ج 1 ، ص 581 - 582 ] ( 27 ) - سورة الرحمن ( 55 ) آيهء 38 .