عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

284

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

بر آن دلالت دارد : [ از بحر طويل ] 810 و ريح تبوع الشّمس يمّمت نحوها * ليشفى ما بىمن سقام هبوبها 811 تبدّت صبا ثمّ استدارت ضحيّة * جنوبا فما ذا هيّجت لى جنوبها و به باد ، در آغاز وزيدنش بشدّت « نافحة » گفته مىشود ، و آن بادى كه داراى زفزفه ( صدا ) است « زفزافة » مىباشد ، و « مجفلة » و « جافله » باد سريع است ، و « سهول » و « سيهوج » باد شديد است ، و « هجوم » بادى است كه بشدّت مىوزد تا جايى كه گياه « ثمام » و خانه‌ها راى از بن بر مىكند ، و « حجوج » بادى با حركت سريع است ، و « دروج » بادى است كه به پشت حركت مىكند ، تا جايى كه در شن‌زار چيزى همانند دامن براى آن مىبينى . شبيب بن البرصاء « 8 » گفته است : [ از بحر طويل ] 812 فلم تذرف العينان حتّى تحمّلت * مع الصبح أحفاض لهم و حدوج 813 و حتّى رأيت الحىّ تسفى ديارهم * مزعزعة جنح الظّلام دروج و گفته شده : « مراد كلام خداى - تعالى - « كَالرَّمِيمِ » استخوان پوسيده خاك شده است ؛ گفته مىشود : « رمّ العظم يرمّ رمّا و رميما » يعنى استخوان پوسيده و خرد شد ، و « رمّه » استخوان است ، و از آن معنى است « رمّه » در حديثى به مضمون « انّه ( ص ) نهى عن الاستنجاء بالرّوث و الرّمّة « 9 » » . و خداى - تعالى - گفته است : وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ « 10 » و چون اين آيه نازل شد ، ابىّ بن خلف با استخوانى پوسيده نزد پيامبر ( ص ) آمد ، و آن استخوان را خرد مىكرد و مىگفت : « اى محمّد آيا معتقدى خدا

--> ( 8 ) - وى شبيب بن يزيد شاعرى از عصر اسلامى و از اهل باديه ؛ از شاعران حكومت اموى است ، ( الاغانى ، ج 12 ، ص 271 ، چاپ دار الكتب ، و شرح ديوان الحماسة ، ج 3 ، ص 1123 ) ( 9 ) - النهاية ، ج 2 ، ص 226 - 227 ، و لسان العرب ، ريشه « رمم » ملاحظه شود . ( 10 ) - سورة يس ( 36 ) آيهء 78 .