عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
271
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
شاعرى است كه مىگويد : [ از بحر وافر ] 762 رأيت المرء تأكله اللّيالى * كأكل الأرض ساقطة الحديد 763 و ما تبقى المنيّة حين تأتى * على نفس ابن آدم من مزيد 764 و أعلم أنّها ستكرّ حتّى * توفّى نذرها بابى الوليد « 40 » و از جمله آن نامها « بشامه » مفرد « بشام » و آن درختى خوشبوست ، كه با آن مسواك مىشود ، شاعر گفته است : [ از بحر وافر ] 765 أ تنسى إذ تودّعنا سليمى * بفرع بشامة سقى البشام « 41 » و از جمله كسانى كه به آن نام ، ناميده شدهاند : « بشامة العنزى » است ، و او يكى از اسب سواران ( دليران ) است ، و محمّد بن سلمة بن عبد اللّه الخير ، دربارهء اوست كه مىگويد : 766 و لو أمكنتنى من بشامة مهرتى * للاقى كما لاقى قوارير قعنب و از جمله آن نامها ، « ثمامه » مفرد « ثمام » است ، و آن درختى است كه برگى مانند برگ نخل دارد ، و شاخههايش كوتاه است ، عبيد بن الابرص « 42 » در سخن از بنى اسد ، هنگامى كه حجر بن الحارث بر ايشان خشمناك شد گفته است : [ از بحر مجزوء الكامل ] 767 عيّوا بأمرهم كما * عيّت ببيضتها الحمامة 768 جعلت لها عودين من * عزب و آخر من ثمامه « 43 » و از جمله كسانى كه به اين نام ، ناميده شدهاند ، ثمامة بن أثال « 44 » است كه
--> ( 40 ) - آن ابيات در الشعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 427 ، و الاغانى ، ج 13 ، ص 31 ملاحظه شود . ( 41 ) - آن بيت از جرير است ، ديوان او ، ص 512 . ( 42 ) - او شاعرى از روزگار جاهليّت است ، ( الشعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 187 ملاحظه شود . ) ( 43 ) - بجاى « من عزب » من نشم ، نيز روايت مىشود . ( 44 ) - او از بنى حنيفه است ، وى از اصحاب پيامبر و بزرگ اهل يمامه بوده و اشعارى دارد ، و چون اهل يمامه در فتنه مسيلمه كذّاب مرتدّ شدند ، او بر اسلام خود پابرجا ماند ، و سال 12 ه وفات يافت . ( الاصابة ، ج 1 ، ص 11 ، و الاستيعاب ، ج 1 ، ص 203 )