عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

258

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

و شاعر ديگرى سروده و از قومى سخن به ميان آورده است : [ از بحر بسيط ] 728 باتوا و جلّتنا الشّهريز بينهم * كانّ اظفارهم فيها السّكاكين « 45 » 729 فأصبحوا و النّوى عالى معرّسهم * و ليس كلّ النّوى يلقى المساكين « 46 » و اصمعى گفته است : « فضاله طائىّ ، از مردى از طايفه ربيعة الجوع با خرما پذيرايى كرد . آن مرد به خوردن خرما مشغول شد ، و هسته‌ها را مىبلعيد » فضاله به او گفت : « واى بر تو ، چه مىكنى ؟ » گفت : « شدّت نوميدى ، مرا واداشت هسته خرما را با خرما در شكمم قرار دهم » . گفت : « و مردى از آن طايفه ، با مردى شرطبندى كرد كه سه جام بزرگ شير را سر كشد ، و آن مرد عقيده داشت كه بر آن كار توانايى ندارد ، چون هر سه جام را نوشيد ، حالت غثيان بر او عارض شد ، پس رفيقش گفت : « آيا آن حالت را خلاص مرگ مىبينى ؟ » و بر دهان هلال بن الاشعر المازنى قيف نهاده و در آن شير يا نبيذ ريخته مىشده است . او مردى چاق و تنومند بوده است ، مردى به او گفت : « اين چاقى چيست ؟ » گفت : نشانه وفور ناز و نعمت است » . اصمعى گفت : « به اعرابىاى گفته شد : « چه چيز موجب چاقى تو شده است » گفت : « سبب آن ، بىخيالى و آرامش ، و خواب رفتن با شكم پر است « 47 » » . و مردى ديگر به مردى كه ديد چاق است گفت : « بر تو پوششى از بافت دندانهايت مىبينم » « 48 » .

--> ( 45 ) - در نسخه اصل « و جلبنا » است ، امّا در حاشيه ، ص 35 ، ج 1 ، از كتاب سيبويه و حاشيه ، ص 245 ، ج 1 ، شرح ابن عقيل بر الفيّه ابن مالك « و جلّتنا الصهباء » ضبط شده است . ( 46 ) - كتاب سيبويه ، ج 1 ، ص 35 ، و شرح ابن عقيل بر الفيّه ابن مالك ، ج 1 ، ص 245 ملاحظه شود . ( 47 ) - آن خبر در عيون الاخبار ، ج 3 ، ص 224 ملاحظه شود . ( 48 ) - عيون الاخبار ، ج 3 ، ص 225 ملاحظه شود .