عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

253

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

تنها باشند ، و زاد و توشه را براى خودشان تنها مىخواهند ؛ نه براى ميهمان و همسايه . و از شعر برخى از شاعران عرب قرائت شده است : [ از بحر كامل ] 702 أعددت للأضياف كلبا ضاريا * عندى و فضل هراوة من أرزن « 22 » و شاعر ديگر گفته است : [ از بحر طويل ] 703 و إنّى لا جفو الضّيف من غير بغضة * مخافة ان يغرى بنا فيعود « 23 » و اصمعى گفته است : « ابن الحمامة عبورش بر حطيئه افتاد ، گفت : « السّلام عليك » گفت : « چيزى گفتى كه انكار نمىشود » گفت : « من سايه‌اى مىخواستم » گفت : « كوه نزد توست ، بر تو سايه افكند » گفت : « من از نزد خانواده‌ام بدون توشه بيرون شدم » گفت : « من براى خانواده‌ات پذيرايى از تو را تضمين نكرده‌ام » گفت : « من ابن حمامه‌ام » گفت : « ابن النعامه باش » ابن حمامه مأيوس از نزد وى برفت . » ( اصمعى ) گفت : « روزى حطيئه در حالى كه عصايى در دست داشت از خيمه‌اش خارج شد ، مردى به او گفت : « اين چيست ؟ » گفت : « عصايى گره‌دار از درخت سلم « 24 » » گفت : « من ميهمانم » گفت : « براى ميهمان آماده ساختم » . و ابو الاسود مىگفت : « اگر در مورد مالهايمان از بينوايان فرمانبردارى مىكرديم ، وضع ما از ايشان بدتر بود . مدائنى گفته است : « مردى از طايفه كلب ، ميهمان ابو الرمكاء كلبى شد ، و همراه آن مرد ، مقدارى گندم اضافى بود ، بزهاى ابو الرمكاء به آغل بازگشتند ، وى دوشيد و نوشيد ، و سپس دوشيد و همسرش را نوشانيد ، آن مرد گفت : « آيا ميهمانتان

--> ( 22 ) - عيون الاخبار ، ج 3 ، ص 242 ، و لسان العرب ، رزن ملاحظه شود . ( 23 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در عيون الاخبار ، ج 3 ، ص 243 به اين عبارت ضبط شده است : و إنّى لاجفو الضّيف من غير عسرة * مخافة ان يضرى بنا فيعود ( 24 ) - درختى است از نوع درختان خاردار ( صحاح اللّغة ، ريشه ( سلم ) ) در فرهنگ معين ، ذيل كلمه « سلم » آمده است : سلم : خاكشى ، خاكشير ، كرت . - م .