عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

234

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

انداخت ، و با تهديد و وعيد گفت : « هم اكنون پول را فراهم كن ، واى بر تو » ( اصمعى ) گفت : چيزى نگذشت ، مگر اين كه كيسه‌هاى پول پيش روى او چيده شد ، تا جايى كه نزديك بود ميان من و او حايل شود ، و روشنى صبح را ديدم كه بر روشنى شمع چيره شد ، پس به خادمى كه بالاى سرش بود اشاره كرد كه پولها را در اختيار او قرار ده ، و گفت : « آن مبلغ سه هزار هزار درهم است ، آن سه كيسه پول را بگير و به منزلت بازگرد » ، وى از مجلس خود برخاست ، و خدمتگزاران را دستور داد كه در تسريع حمل آن پولها مرا كمك كنند ، پس هر خادمى كيسه درهمى را برداشت در حالى كه حمل آن بر وى آسان نبود . پس آن شب مبارك‌ترين شبى بود كه بامداد آن از دندانهاى بىنيازى و ثروت لبخند زد . ( بيان ) گفتار خداى - عزّ و جلّ - : « لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ » : اين آيه مربوط به تشبيه پيش از آن است ؛ پس سخن دربارهء آن تشبيه لازم است به اين بيان كه : بازگشت ماه به هيئت هلال به سبب انحراف تابش نور در آن به سبب نزديك شدنش به خورشيد است ، پس خداى - عزّ اسمه - از نزديكى ( ماه به خورشيد ) با بيان حالت « ادراك » خبر داده ، و بيان داشته كه آن نزديكى از طرف خورشيد نيست ؛ بلكه از طرف ماه ، و به سبب سرعت حركت آن مىباشد ، پس خداى - تعالى - گفت : « و لا اللّيل سابق النّهار » يعنى شب و روز بر نظمى استوار است كه تناسب آن از بين نمىرود ، و كيفيّت آن تغيير نمىيابد ؛ و ممكن است از آن جهت سبقت را به روز اختصاص داده باشد كه وجود آن منوط به وجود خورشيد است ، بدون اين كه نام ليل و نهار بر زمان اطلاق شده باشد ، و سبقت نهار از آن جهت لازم شد كه شب از آن پديد مىآيد ، و خداى - تعالى - سخنى گفته كه اگر در آن تأمّل كنى ميان آن دو سخن ( سخن خدا و سخن بشر ) تفاوت بسيار بينى كه حاكى از اعجاز قرآن و ناتوانى بشر از آوردن مثل آن است . و حال عرب در روزگار پيامبر خدا ( ص ) چنين است ؛ در حالى كه ايشان خدايان فصاحت ، و اميران بلاغتند ، و