عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

226

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

امّا تشبيه شمول و فراگيرى به شب ، همانا شب و روز در فراگيرى آنچه فرا مىپوشاند مساوى است ، و راهش آن بود كه معناى تشبيهى بياورد كه آن را همتايى نباشد ؛ تا در نتيجه معنايى آورده باشد كه به وى اختصاص داشته باشد . و اگر گوينده‌اى بخواهد بگويد گفتار نمرى « 137 » بهتر است ، وجه جوازى مىيابد ؛ و آن گفتار اين شعر است : [ از بحر كامل ] 609 لو كنت بالعنقاء او باسومها « 138 » * لخلتك الّا ان تصدّ ترانى و امّا اين كه گفته است : « كسيف الصيقل الفرد » . پس طرمّاح به اين معنى ( تشبيه ) سزاوارتر است هر چند نابغه آن را آغاز كرده - زيرا طرمّاح آن تشبيه را گرفته و پرداخت نموده و بر آن افزوده است ، و شعر طرمّاح اين است : [ از بحر كامل ] 610 يبدو و تضمره البلاد كانّه * سيف على شرف يسلّ و يغمد « 139 » پس وى در آن بيت با گفتارش ( و تضمره البلاد ) استعاره ظريفى ، و با گفتارش ( يبدو و يختفى ) « 140 » و ( يسل و يغمد ) تشبيه دو چيز را به دو چيز ديگر گرد آورده و حسن تقسيم و صحّت مقابله « 141 » را با هم آورده است » گفت : « هارون الرشيد مژده يافت ، و خطوط چهره‌اش درخشيد ، تا جايى كه گمان بردم برقى از آن مىجهد ، و به يحيى گفت : « به خداى كعبه سوگند بر تو چيره شدم » پس رنگ چهره يحيى دگرگون شد به گونه‌اى كه گويى خاكستر گرم بر چهره‌اش پاشيده شد ، آنگاه فضل بن يحيى گفت : « اى امير مؤمنان ! شتاب مكن ؛ تا آنچه من گفته‌ام نيز به گوشش برسد » گفت :

--> ( 137 ) - او منصور بن سلمة بن الزّبرقان است ( الشعر و الشعراء ، ج 2 ، ص 736 ) . - م . ( 138 ) - در فرهنگهاى لغتى كه در دسترس مترجم بود كلمه « اسوم » يافت نشد ، بعيد نيست محرّف از « رسوم » باشد . - م . ( 139 ) - ديوان او ، ص 91 و الاغانى ، چاپ دار الكتب ، ج 12 ، ص 41 . ( 140 ) - مؤلّف ظاهرا جمله « تضمره » را با « يختفى » نقل به معنى كرده است . - م . ( 141 ) - نقد الشّعر ، ص 149 ، 152 .