عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

205

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

از آن دو دريا كه شور است بيرون مىآيد و چنان است گفتار خداى - تعالى - يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ « 53 » ، در حالى كه پيامبران از جنس انس مىباشند ؛ و از جمله شاعرانى كه باران راى به دو ستاره « الشّعرى » نسبت داده‌اند ابو وجرة السّعدى است ، وى گفته است : [ از بحر طويل ] 558 زئير ابى الشّبلين فى الغيل أثجمت * عليه نجاء الشّعريين و أثجما و امّا گفتار عرب : « إذا طلعت الشّعرى نشف الثّرى ، و أجن الصارى « 54 » و جعل صاحب النّخل يرى » - و معناى « جعل . . . يرى » اين است كه ميوه صاحب نخل آشكار مىشود - پس آن گفتار ، ممكن است دربارهء دو ستاره عبور و غميصاء باشد ، و چنان است ، گفتار ايشان : « إذا طلعت الشّعرى « 55 » سفرا و لم تر مطرا فلا تعقرنّ إمّرا و أرسل العراضات أثرا « 56 » » سفرا يعنى صبحا ( : بامداد ) و إمّرا به معناى خروف ( : بره نر ) و عراضات به معناى إبل ( : شتر ) است ، و منزل ذراع چهار روز گذشته از تمّوز « 57 » طلوع مىكند . ديگر ( از منازل قمر ) النثرة است ، و آن عبارت از سه ستاره نزديك بهم مىباشد ، و يكى از آنها گويى لكه مهمى است ، و آن بعد از منزل ذراع است . و بارانهاى برج اسد فراوان و پسنديده است ، شاعر در حالى كه سال خشكساليى را وصف مىكند گفته است : [ از بحر متقارب ]

--> ( 53 ) - سورة الانعام ( 6 ) آيهء 130 . ( 54 ) - لسان العرب ( ريشه شعر ) ملاحظه شود . - م . ( 55 ) - اين گفتار به روايتهاى مختلف نقل شده است : در لسان العرب ريشه « امر » فلا تغذونّ و در المخصّص ، ج 9 ، ص 15 فلا تغدونّ و در معجم مقاييس اللّغة ، ج 1 ، ص 138 فلا تلحقنّ بجاى « فلا تعقرنّ » ضبط شده است . - م . ( 56 ) - در المخصّص ، ج 9 ، ص 15 آمده است : « اذا طلعت الشّعرى سفرا و لم تر مطرا فلا تغدونّ إمّرة و لا إمّرا ، و أرسل العراضات اثرا يبغينك فى الارض معمرا » . ( 57 ) - تمّوز ماه دهم از ماه‌هاى سريانى و برابر ماه ژولاى است ، المعجم الوسيط « تمز » . - م .