عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

203

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

( ص ) را به وى نسبت مىدادند ، نخستين كسى بود كه آن راى پرستيد ، و با قريش مخالفت ورزيد ، و چون پيامبر خدا ( ص ) مبعوث شد ، و ايشان راى به پرستش خدا و ترك دينهاى خود فرا خواند ، گفتند : « اين پسر ابو كبشه است » يعنى در مخالفت ( با دين ما ) مانند ابو كبشه است ، چنان كه بنى اسرائيل به مريم گفتند : يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ « 45 » يعنى اى كه در درستكارى همانند هارونى . و ستاره « الشّعرى » دو ستاره « الشّعرى » است ، و يكى از آن دو ، ستاره « العبور » مىباشد ، ابو نواس « درهم » را وصف مىكند ، و در معمّايى آن راى به ستاره « العبور » تشبيه مىكند : 556 أنعت صقرا يغلب الصّقورا * مظفّرا أبيض مستديرا تخاله فى قدّه العبورا و ستاره ديگر « الغميصاء » است ، و كهكشان ما مقابل آن دو و ميان آنها واقع است . و الغميصاء در طرف ستاره « آرنج گشاده ( : الذراع المبسوطه ) » كه از ستارگان برج اسد است ، قرار دارد ، و اعراب در سخنان خود مىگويند : « ستاره ( سهيل ) و دو ستاره ( الشّعرى ) دور هم بودند ، پس ستاره سهيل سرازير شد و ستاره يمانى گرديد ، و ستاره ( عبور ) همراهيش نموده ، و از كهكشان گذشت ، و ستاره ( غميصاء ) اقامت گزيد ، و گريست تا اين كه چشمش فرورفت » « 46 » و ستاره عبور « كلب الجبّار » ناميده مىشود ، و پايين‌تر از آن ، هفت ستاره سفيد است در كهكشان كه پهلوى « هنعه » واقع است و به آنها « العذارى » گفته مىشود ، و طلوع هنعه بيست و دو شب گذشته از ماه حزيران است . ديگر ( از منازل قمر ) الذراع است ، و آن ذراع مقبوض ( : آرش بسته ) برج الاسد است ، و برج الاسد راى دو ذراع است ذراع مقبوض ، و ذراع مبسوط . ذراع مقبوض متّصل به شام است ، و آن عبارت از دو ستاره‌اى مىباشد كه فاصله ميان آن دو به اندازه يك تازيانه است ، و ذراع مبسوط چنان است ، و صورتش مانند صورت ذراع مقبوض است . جز

--> ( 45 ) - سورة مريم ( 19 ) آيهء 28 . ( 46 ) - النهاية ابن الاثير ملاحظه شود .