عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
173
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
ساختم ، روان مىسازم روان ساختنى ) » است و زمانى آن جمله گفته مىشود كه راهى براى آن بگشايى ، و از آن جهت مار بزرگ ثعبان ناميده مىشود كه همانند آب ، هنگام جوشيدنش ( از زمين ) روان مىشود . و معناى « مبين » اين است كه مار بودنش آشكار است ، و امّا وجه تشبيه آن به « جانّ » « 5 » : مقصود اين است كه آن عصا در جنبيدن و سبكى و سرعت حركتش همانند جانّ است ، در حالى كه در شكل ثعبان مىباشد . و « الإفك » به معناى كذب ( : دروغ ) باشد و بيان اين كه نسبت دروغ به كار ايشان ( جادوگران ) داده شده اين است كه ايشان ادّعا كردند كه طنابها و عصاهايشان مار است ، و گفته شده كه بر آنها جيوه قرار داده بودند ، و شكل آنها شكل مار بود ، پس جيوهها به جنبش در آمد ؛ زيرا جيوه عنصارى پايدار نيست ، پس چون موسى عصايش راى انداخت ، عصاها و طنابهايشان راى بلعيد ، شاعر گفته است ؛ و آن راى ابو عبيده روايت كرده است : [ از بحر سريع ] 434 أنت عصا موسى التى لم تزل * تلقف ما يأفكه السّاحر « تلقف » به تخفيف ( تلقف ) و به تشديد ( تلقّف ) خوانده شده است . و در تشبيه عصا به « جانّ » معناى ديگرى نيز گفته شده ، و آن اين كه مار هرگاه پير شود ، بدنش كوچك و حركتش سبك مىگردد ، و مقصود اين است كه آن مار در شكل مار عظيم سالدارى است كه بدنش كوچك و اجزاى آن نازك شده ، و آن شكل و تركيب آيتى عظيمتر ، و معجزهاى شگفتتر است . شاعر در حالى كه مار راى وصف مىكند گفته است : [ از بحر رجز ] 435 داهية قد صغرت من الكبر * طويلة الاطراف من غير خفر 436 كانّها قد ذهبت بها الفكر * شقّت لها العينان طولا فى شتر 437 مهروتة الشّدقين حولاء النّظر * جاء بها الطّوفان ايّام زخر « 6 »
--> ( 5 ) - و آن عبارت از مارى است كه بزرگ نباشد ( مجمع البيان ، ج 7 ، ص 212 ) . - م . ( 6 ) - الحيوان ، ج 4 ، ص 119 ، و ديوان المعانى ، ج 2 ، ص 145 ، و التشبيهات ، ص 56 ملاحظه