عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
168
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
تشبيه ديگرى در اين سوره : ( بيان ) گفتار خداى - عزّ و جلّ - : وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ « 38 » . « القيعة » : جمع قاع ؛ مانند جار ( : همسايه ) و جيرة ، و « القيعة و القاع » بخش گستردهاى از زمين است كه در آن گياه نيست ، و كسى كه در آن حركت مىكند به نظرش مىرسد كه آبى روان است ؛ جز اين كه سراب هنگام چاشت بالا مىگيرد ، و گويى آبى است ميان آسمان و زمين . ( بيان ) گفتار خدا : « يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً » : جايز است « يحسبه » به كسره سين و « يحسبه » به فتحه سين قرائت شود . جايز است ظمان ( با همزه ) و ظمان ( با حذف همزه ) خوانده شود . ( بيان ) گفتار خدا : « حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً » ؛ يعنى : هرگاه به جاى ديگرى آيد ، آن را چيزى نيابد ؛ يعنى : وقتى به محلّ آبنما بيايد ، زمينى را مىبيند كه در آن آبى نيست ؛ پس خداى - سبحانه - آگاه ساخت كه شخص كافرى كه گمان مىبرد عملش او را نزد خدا سود رسانده ، گمانش مانند گمان كسى است كه سراب را آب مىپندارد ؛ پس عمل كافر باطل شده و از بين رفته است ، پس خدا اين مثل را براى كافر زد ، و گفت : « بدرستى كه اعمال كافران مانند اين سرابى است كه آب پنداشته مىشود ؛ و حال آن كه آب نيست . » و ذو الرّمّة در تشبيه سراب به آب گفته است : [ از بحر طويل ] 419 كانّ مطايانا بكلّ مفازة * قراقير فى موج من الآل تسبح « 39 » و « اعشى » سراب را به وصف آب متّصف ساخته است : [ از بحر طويل ]
--> ( 38 ) - سورة النّور ( 24 ) آيهء 39 . ( 39 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان ، ص 92 ( مصراع دوم ) به اين عبارت است : « قراقير فى صحراء دجلة تسبح » .