عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

144

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

نموده است . و شاعر ديگرى گفته است : 320 مستعجلين الى ركىّ آجن * هيهات عهد الماء بالأمس و علقمة بن عبده « 18 » گفته است : [ از بحر طويل ] 321 اذا وردت ماء كانّ جمامه * من الأجن حناء معا و صبيب « 19 » پس چون عرب به وارد شدن به اين گونه آبها ناگزير مىشد ، و در نوشيدن آنها رنج و مشقّت مىديد ؛ و چون قرآن بر زبان ايشان و بر شأن و حالى كه از ايشان مىشناخت نازل شد ، لذا خداى - تعالى - از عذابى كه براى ستمكاران مهيّا ساخته ، آن را ياد كرد كه نمونه برخى از حالات ايشان باشد ، و در نتيجه ، با مثال اندك ، مقدار بسيار ، و با نمونه حاضر ، نوع غايب را ياد كنند ؛ پس خداى - تعالى - گفت : إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ « 20 » ، و مهل را تفسير كرديم ، و « سرادق » جامه‌اى است كه اطراف خيمه كشيده مىشود ؛ رؤبه گفته است : [ از بحر رجز ] 322 يا حكم بن المنذر بن الجارود * سرادق العزّ عليك ممدود « 21 » و چنان كه از نوشيدن اين آب بيم داده شده‌اند ، همچنان به جويهاى بهشت و آب آن و چشمه سلسبيل و تسنيم ، تشويق شده‌اند تا ببينند كه نعمتهاى

--> ( 18 ) - شاعرى است نيكوسرا از عصر جاهلى ( المفضّليّات ، ص 390 ملاحظه شود ) . ( 19 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در المفضّليات ، ص 392 فأوردتها ، و در لسان العرب ( ريشه أجن ) فاوردها ماء آمده است . ( 20 ) - سورة الكهف ( 18 ) آيهء 29 . ( 21 ) - در لسان العرب ، ريشه « سردق » چنين ضبط شده است : يا حكم بن المنذر بن الجارود * انت الجواد بن الجواد المحمود سرادق العزّ عليك ممدود