عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
114
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
مىشود ؟ پس در كدام حالت لذت مىبرد آن كه سرانجام كارش بر چنين وضع است ؟ » پس چون پادشاه سخن او را شنيد از اسبش پياده شد ، و برابرش ايستاد ، و گفت : « اى مرد ! گفتار تو صافى زندگيم را بر من تيره ساخت و ترس بر دلم مستولى شد ، برخى از سخنت را بر من تكرار كن ، و دينت را براى من مقرّر كن » ، پس به او گفت : « آيا اين استخوانهايى كه مقابل من است نمىبينى ؟ » گفت : « آرى » گفت : « اين استخوانهاى پادشاهانى است كه دنيا با زيورهايش فريبشان داد ، و با فريبش ، بر دلهايشان چيره شد ، و از آمادگى براى اين مهلكهها بازشان داشت ، تا اين كه ناگهان مرگشان رسيد ، و آرزوها فرويشان گذاشت ، و قدرت سلطنت را به زور از ايشان بازستاند ، و رونق نعمتشان را گرفت ، و به زودى اين استخوانها باز مىشود و به جسم تبديل مىگردد ، و در برابر كارهايى كه انجام داده پاداش داده مىشود ، يا به خانه آرامش و يا به جايگاه هلاكت . » آنگاه آن مرد ربوده شد ، و از وى اثرى مشاهده نگرديد ، ياران پادشاه به وى پيوستند ، در حالى كه رنگش پريده و اشكهايش پيوسته جارى بود ، و سوار شد . و گفته شده است : « چون شب فرا رسيد از كاخش بيرون شد ، و آن آخرين خبر دربارهء وى بود . عبيد اللّه بن بكر از شعر اسماعيل بن القاسم « 70 » برايم خواند : [ از بحر متقارب ] 213 أ نلهو و ايّامنا تذهب * و نلعب و الدهر لا يلعب « 71 » 214 أ يلهو و يلعب من نفسه * تموت و من بيته يخرب « 72 »
--> ( 70 ) - او ابو العتاهيه است . ( 71 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان ابو العتاهيّة ، ص 32 ( بجاى و الدهر ) و الموت ضبط شده است . ( 72 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان « و منزله يخرب » ضبط شده است .