محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
968
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
قرنفل ميعهء سائله بروغن بلسان و اكر نباشد روغن زيتون كهنه از هريك بيست و سه مثقال روغن كنجد شش صد مثقال باتش ملايم باز باب بجوشانند تا آب رفته روغن بماند آن كاه بپالايند و استعمال نمايند و بر نسخهء حكيم مير محمد مومن اعتماد نيست [ دهن ناردين بنسخهء يحيى بن عيسى بن جزله ] دهن ناردين بنسخهء يحيى بن عيسى بن جزله سودمند بود به جهت درد معده و جكر و قولنج و سردى اعضا چون اعضا را به اين روغن چرب نمايند و سردى اندرون چون بياشامند و يا طلا كنند و از براى درد رحم چون زن استعمال كند چون در كوش اندازند درد كوش را ساكن كند و چون در بينى اندازند درد سر و درد نيم سر را ساكن كند و چون چند قطره در سوراخ احليل چكانند سستى مثانه را زايل كرداند صنعت آن قصب الذريره سعد كوفى برك غارعود بلسان ساذج هندى راسن ابهل اذخر مكى برك مورد قردمانا اذان الفار مرزنجوش از هريك دو اوقيه نيم كوفته در ديك آهنى كنند و شراب يا نبيذ مويز چندانكه از سر آن بكذرد و آب نيز پارهء اضافهء آن كنند و هفت رطل و نيم روغن كنجد در ديك مضاعف آن را بپزند باتش ملايم و هر لحظه بمالند تا شش ساعت پس از سر آتش بردارند و صافى نمايند و روغن و آب را از هم جدا كردانند و بستانند كل سرخ و آب مورد نيز از هريك سه اوقيه حماما دو اوقيه و نيم كوفته در ديك كنند و شراب يا نبيذ مويز و عسل و آب چندان بر سر آن ريزند كه اجزا ناپديد شود و روغن كه پخته كردد از آن جدا كرده در آن كنند و در ديك مضاعف باتش ملايم سه ساعت بپزند پس سرد كنند و روغن را از او جدا كردانند و صافى نموده پس بكيرند سنبل الطيب قرنفل ميعهء سائله از هريك سه اوقيه جوزبوا پنج اوقيه روغن بلسان شش اوقيه ادويه را نيم كوفته باب عذب چندان بر سر آن كنند كه اجزا ناپديد شود باتش ملايم بجوشانند پس روغن بلسان و ميعهء سائله در آن اندازند و بخيسانند و روغنى كه صافى كرده بودند در آن اندازند و ديكر باره بجوشانند تا آب نماند و روغن خالص بماند بردارند و صافى نموده در شيشه كنند و سر آن را محكم كرده نكاه دارند و در وقت حاجت به كار برند [ دهن ناردين منقول از منصورى محمد بن زكريا صاحب منهاج الدكان ] دهن ناردين منقول از منصورى محمد بن زكريا صاحب منهاج الدكان كفته كه نقل كردم من اين نسخه را از خط قاضى فتح الدين صنعت آن روغن بان يك رطل سنبل رومى شش درم سعد كوفى قصب الذريره مصطكى رومى اذخر مكى از هريك يك مثقال اجزا را نرم كوبيده در روغن بان داخل كرده بيست روز در افتاب كذارند و هر روز دو مرتبه برهم زنند پس بپالايند و نكاه دارند دهن ناردين بنسخهء ديكر صنعت آن ناردين رومى قصب الذريره حب الغار سعد كوفى عود بلسان لك مغسول برك مورد ساذج هندى اذخر مكى ابهل برك راسن قردمانا مرزنجوش كياه مخلصه سنبل الطيب از هريك ده مثقال كوفته در هفت صد و پنجاه مثقال آب بخيسانند يك شب و صبح آن را بجوشانند آن مقدار كه ثلث آب بماند پس بمالند و بفشارند و صافى نموده روغن كنجد چهار صد و پنجاه مثقال داخل نموده چندان بجوشانند كه آب رفته روغن بماند صافى نموده در شيشه نكاه دارند در نسخهء ديكر آورده كه بعد از آن كه سه خمس آب برود صافى نموده روغن كنجد به مقدار مذكور داخل كرده چندان بجوشانند كه آب رفته روغن بماند صافى نموده روغن را علىحده در شيشه نكاه دارند [ دهن النّجاح تاليف حكيم مير محمّد مومن ] دهن النّجاح تاليف حكيم مير محمّد مومن نافع از براى اختلاج و رياح و تشنّج و فالج و امراض باردهء اعضاى عصبانى و از براى تقويت اعصاب و تفتيح اوجاع بارده و تحليل مواد غليظه و مجرب است صنعت آن حصى لبان مقل ازرق ميعهء سائله از هريك ده درم اشق فرفيون حبّ بلسان خربق سفيد زرنب كبابهء چينى شيطرج هندى ماهى زهرج قرنفل از هريك شش درم جوزبوا زنجبيل بلادر از هريك پنج درم كندر بزر سيساليوس تخم كندنا شونيز تخم تره تيزك نانخواه قسط تلخ شبت از هريك چهار دانك سعد كوفى مرزنجوش حلبه اسپند مغز بخرك كه بادام تلخ كوهى است مغزون حبّ الغار اشنه از هريك نه قيراط يك هفته در هزار مثقال عرق بهارنارنج و امثال آن بخيسانند و بجوشانند تا به نصف رسد بهپالايند و با يكصد و پنجاه مثقال روغن بيد انجير بجوشانند تا آب برود و روغن بماند پس سكبينج جاوشير فرفيون موميائى ميعهء سائله قنه علك البطم از هريك سه مثقال در انحل كرده پس بكيرند سنبل الطّيب مر مكى صافى زعفران قصب الذريره قرنفل از هريك سه مثقال دارچينى سيلانى پنج مثقال جندبيدستر فلفل دارفلفل از هريك دو مثقال كوفته و بيخته داخل روغن مذكور كرده در هاون سنكى و اكر سنك سماق باشد بهتر است بدسته بمالند تا نيكو مخلوط شود و در شيشه نكاه دارند [ دهن النوشادر ] دهن النوشادر سبات دور كند و سهر مفرط اورد چون قدرى از آن بر بينى تمريخ نمايند صنعت آن نوشادر نمك نفطى تخم سپندان تخم جرجير فلفل سياه زنجبيل كاكنج اجزا مساوى نيم كوفته در آب بجوشانند تا مهرا شود پس صاف نموده با هموزن آن روغن بيد انجير باتش ملايم بجوشانند تا روغن بماند [ دهن النوره ] دهن النوره چون بر بدن بمالند موى را زايل كند صنعت آن آهك بيست درم روغن يكصد درم همه را باهم بياميزند و سه روز در افتاب و سه شب در ماهتاب كذارند و هميشه برهم زنند و بعد از آن بر ماهيتابه نهند تا روغن از وى جدا شود روغن را بدستور نوره بمالند موى را ببرد [ دهن هندى معروف نزد اطبّاى هند به كهاوتيل ] دهن هندى معروف نزد اطبّاى هند به كهاوتيل باخفاى ها و ترجمهء آن دهن العظيم القروح است به جهت آنكه كها و بمعنى قرحه است اين دهن به جهت زخم شمشير و تير و خنجر و كارد و زخم تفنك و نيزه و از براى قروح اتشك و جذام و ناصور و هر قسم زخمى كه در بدن انسان و حيوان باشد بنهايت نافع است و مجرب و كفتهاند كه هر قسم دملى و زخمى و جراحتى كه باشد بر پنبهء كهنه كرده بر زخم كذارند ان شاء اللّه تعالى در سه چهار روز بهتر مىشود صنعت آن روغن كنجد شش صد و هفتاد و پنج مثقال آب برك نينب هفتاد و پنج مثقال آب برك كنار آب برك حنا از هريك هفده مثقال قسط شونيز وج تركى دال سنكريزه سنكتيليه مرداسنك سنك جراحت كاغذ سوخته استخوان بز پوسيده كه در ديوارها مىباشد كه آن را سوزانيده باشند از هريك سه مثقال انبى هلدى ديكه مالى از هريك يك مثقال و طريق ساختن آن آنكه اول مرتبه روغن را در پاتيل كرده بجوشانند وقتى كه به جوش آيد دو عدد بلادر را در ميان روغن اندازند تا چند جوش زند اكر در همانجوش زدن با روغن بلادر بيرون جست بهتر و الا انها را براورده پاتيل را فرود آورده ساعتى بكذارند و آب برك نينب و آب برك كنار را داخل كنند و باز پاتيل را بر آتش كذارند تا خوب به جوش آيد بعد از آن قسط و شونيز و وج و ديكه مالى و انبى هلدى را كوفته يك شب در سى و سه مثقال آب بخيسانند و روزش در روغن مذكور داخل كرده آن مقدار بجوشانند كه آب بر طرف شود و روغن بماند بعد از آن روغن را بپالايند و رال و سنكتيليه و سنكريزه و سنك جراحت و مرداسنك و كاغذ سوخته و استخوان بز پوسيدهء سوخته را كوفته و بيخته داخل كنند و به جهت زخمها با پنبهء كهنه بر روى آن زخم كذارند و اكر براى اتشك باشد دو مثقال موم سفيد و هفتاد و پنج مثقال مسكهء كاو و قدرى پيه كردهء بز داغ كرده و چهار دانك زاج اخضر مسمّى بتوتياى هندى كه آن را بهندى مور توتيا كويند داخل كنند و در قروح و جراحتهاى ديكر و زخمها احتياج به اينها نيست صنعت اين دهن بنسخهء ديكر روغن كنجد دو سير شاهجهانى آب برك نينب دو سير آب برك كوكنار يك سير و نيم پيه كردهء بز نيم سير موم