محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

957

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

و اكتحال بدان مقوى بصر و رافع بياض رقيق و جرب و سلاق و در نزول آب قايم مقام قدح و ماليدن كرم كردهء آن مسّكن الم عقرب كزيده و چون زيت تازه را بجوشانند تا به نصف رسد بدل عتيق ميكردد و مقدار شربت از زيت تا هفت مثقال است و آنچه از هفت سال بكذرد بهتر از روغن بلسان دانسته‌اند و از اسرار عجيبه شمرده‌اند و آنچه از زيتون نارسيده كيرند زيت اسفاق نامند معتدل و قابض و كويند در اخر اول سرد و در اوّل خشك مسمن بدن و مدر و مفتت حصاة و موافق معده و مقوى لثه و دندان و اعضا و صاف كنندهء اخلاط و مفتّح سدد و قاطع عفونت و مانع ادرار عرق و مغسول آن موافق درد اعصاب و مواد حارّه و نيكو كنندهء رنك رخسار است و كويند چون بيست و دو درهم آن را با مثل آن عسل و ثلث آن كندر و روغن شونيز را بالمناصفه در حمام سه روز بياشامند و در آن روز آب سرد نياشامند از جميع دردهاى بارده و خدر و فالج و امثال انها نجات يابند و پيران صد ساله را باعث هيجان شهوت شود و مجرّب دانسته‌اند و روغنى كه از زيتون متعفن كيرند مولد خلط فاسد و بسيار منجر و مولد حكه و مصلح آن شربت بنفشه است و دهن زيتون برى قايم مقام روغن كل سرخ و رادع و مبرّد و مانع عرق و حافظ سياهى موى و انتشار آن و مقوى دندان متحرّك و سيلان رطوباة لهاة و قاطع خون لثه است و جمع مطلق روغن زيتون را در افعال مذكوره نافع ميدانند و مخصوص بنوعى دون نوعى ندانسته‌اند و زيت ركابى زيت الانفاقست و اهل عراق آن را زيت ركابى نامند جهت آنكه ركبان شترها بر شترها حمل نموده از مصر مىآورند و آن را زيت فلسطين نيز كويند و غلط كرده شخصى كه آن را زيت مغسول دانسته صنعت آن بكيرند زيتون را و در افتاب اندازند و يا در تنور كرم نهند و در ظرفى كرده تا آنكه پژمرده و نرم كردد پس كوبيده فشرده روغن آن را بكيرند و يا آنكه در آب بجوشانند و ماليده صاف كرده و باز جوش دهند تا روغن بماند و ثفل آن را زيتار نامند [ دهن سام ابرص ] دهن سام ابرص كه وزغه و به فارسى چلپاسه و بهندى چهپكلى و به بنكالى تكتكى نامند در سيّم كرم و خشك خنازير را به تحليل برد و بغايت مؤثر است و چون بر سر كل و يا بر داء الثعلب بمالند موى بروياند صنعت آن سام ابرص سه عدد در نيمن روغن كنجد تازه اندازند و طبخ دهند تا مهرّا شود و مضمحل كردد پس نه مثقال خاكستر شاخ كاو ماده در آن ريخته برهم زده چند جوش داده فرود اورند صنعت آن بنسخهء ديكر آنكه بدان قسم در روغن كنجد طبخ نموده سه درم خاكستر سم كاو ماده و از براى داء الثعلب لادن در آن بكدازند و در شيشه نكاه دارند و عند الحاجة به كار برند [ دهن سداب ] دهن سداب برودت كرده و مثانه و رحم و استرخاى اعضا و درد كمر و اوجاع بارده و نفخها و ريحها را نافع و سنك كرده و مثانه بريزاند و ادرار بول و حيض نمايد و رعشه و فالج و لرز در حميات را نافع و قولنج خلطى و ريحى و مغص را مفيد شربا و حقنة در سيّم كرم و خشك اكر از خشك آن اخذ نمايند و الا خشكى آن كمتر صنعت آن بكيرند آب برك سداب تازه و با دو وزن آن روغن كنجد تازه يا زيت بدستور طبخ نمايند و اكر تازه نباشد خشك آن يك جزو با چهار جزو آب خالص ده جزو روغن زيت بدستور متعارف مرتّب نمايند [ دهن السّرجين ] دهن السّرجين جهت جرب و قوبا و اكثر جروح و قروح و شقاق بين انگشتان و پاشنهء پا نافع صنعت آن بكيرند سركين الاغ هر قدر كه خواهند و كودى در زمين كنده در آن پر كنند و يا در ظرف كلى بزرك كنند و بالاى آن سينى مسى و يا ظرفى كه اطراف آن دو سه انگشت بلند باشد كذارند كه كنارهاى ظرف بالا باشد و در آن آب سرد كنند و بالاى آن كودال يا طرف سركين كذارند و در آن سركين آتش كنند كه دود براورد و مشتعل نكردد و بايد كه فاصله ميان ظرفى كه در ابست و كودال بر سركين سه چهار انگشت باشد تا دود در آن محتقن و خاموش نكردد و بعد از زمانى كه دود بسيار در ته سينى منجمد كرديد بردارند و انها را پاك كرده در ظرفى نكاه دارند و باز مرتبهء ديكر كذارند و بعد از جمع شدن كرفته در همان ظرف نكاه دارند و هم‌چنين تا دودها تمام شود و به كار برند و دهن عبارت از همين دودهاى مجتمع است و آن را بهندى چوهء سركين نيز نامند و از سركين كاو و فضلهء انسان نيز بدين قسم روغن اخذ مينمايند و از فضلهء انسان بسيار اقواست و جهت تقويت باه و موى و اعصاب مسترخيه نافع [ دهن السّرنج ] دهن السّرنج جهت رويانيدن كوشت زخمها و بردن كوشت زايد و مرده و تنقيهء چرك انها و تحليل اورام و رفع بدبوئى زخم و سوختكى آتش و سيلان خون طلاء و حقنة با آب برك بارتنك جهت قرحهء امعا مفيد و آن سرد در اوّل دويّم و خشك در اخر سيم است صنعت آن بكيرند سربح را و نرم سوده با روغن كل سرخ و زيتون چهار وزن آن ممزوج نموده استعمال نمايند [ دهن السّرو ] دهن السّرو جهت فتق و التيام جراحات و تحليل اورام و رفع اعيا و تقويت اعضا و معده و دراز كردن موى و حفظ آن از سقوط و قطع نزف الدّم مؤثر صنعت آن بكيرند برك و ثمر آن را و با امله و سركه و آب طبخ نمايند تا مهرا شود صاف نموده با وزن آن روغن كنجد بجوشانند تا روغن بماند ثفل آن را بر موى ضماد نمايند و روغن آن را بمالند صنعت آن بنوع ديكر بكيرند چوب آن را هر قدر كه خواهند و كوبيده در آب بجوشانند تا دهنيّت و خاصيّت آن در آب باز داده شود پس با نيم وزن آن روغن كنجد تازه باتش ملايم بجوشانند تا روغن بماند و اين در سواى تسويد موى به كار نيايد [ دهن السّعد ] دهن السّعد جهت تقويت معدهء بارد شربا و تدهينا مفيد خصوصا با مصطكى صنعت آن سعد كوفى يك اوقيه بكيرند و جوكوب نموده ميپنحتج آن مقدار كه او را بپوشد و روغن زيت يا كنجد نيم رطل بران ريزند و دو شبانه روز در جاى كرم و يا بر خاكستر كرم نهند و مكرر برهم ميزده باشند پس باتش ملايم طبخ دهند تا روغن بماند و اين دهن در دويم كرم و خشكست [ دهن السّلحفاة ] دهن السّلحفاة كه به فارسى كشف و سنك‌پشت و بهندى كچهوه با كاف عجمى و هاى ها نامند شقاق دست و پا را نافع و نقرس را مفيد در دويّم كرم و در اوّل تر و با پيه آن جهت تشنج و كزاز مفيد صنعت آن بكيرند كوشت لاك‌پشت يك رطل و با يك رطل روغن كنجد تازه بجوشانند باتش ملايم چندانكه مهرا شود پس صاف نموده در شيشه نكاه دارند و عند الحاجت به كار برند و اكر قدرى آب جهت آنكه نسوزد داخل نمايند بهتر است [ دهن سلخ الحيّة ] دهن سلخ الحيّة در دويّم كرم و در سيّم خشك جهت جرب و دمعه و استرخاى جفن و سلاق و انتشار و تقويت باصره اكتحالا و طلاء و جهت درد كوش و رفع سيلان مواد از آن قطورا و جهت شقاق مقعده طلاء مفيد صنعت آن بكيرند سلخ الحيّه كه پوست مار است و سالى يك مرتبه مىاندازد و در روغن كنجد جوش دهند و به كار برند [ دهن سنبل هندى ] دهن سنبل هندى كه سنبل الطيب نامند و بهندى جتاماسى در دويّم كرم و خشك و ملطف و محلّل و جهة جميع امراض باردهء اعضاى ظاهرى و باطنى شربا و طلاء مفيد و مقدار شربتش تا يك اوقيه است صنعت آن بكيرند يك وزن آن را و با چهار وزن آب يك شبانه روز بخيسانند پس باتش ملايم جوش دهند تا بربع رسد پس ماليده صاف نموده با هم‌وزن آن روغن كنجد تازه يا زيت يا روغن كل على الرسم مرتب نمايند [ دهن السّندروس ] دهن السّندروس كه معروف بدهن الصوابى است كرم در دويّم و خشك در سيّم جهت قوبا و رفع اثار از جلد و التيام جراحات و تحليل اورام مقعده و نواصير غاير و جرب كهنه بيعديل است صنعت آن بكيرند سندروس را و نرم سائيده با روغن زيتون يا روغن تخم كتان يك و نيم وزن آن باتش ملايم تا مدتى طبخ نمايند پس به كار برند و بايد كه بوى آن بمشام زنان حامل نرسد كه مضر و باعث اسقاط جنين است صنعت آن بنوعى كه معمول اهل هند است آنست كه سندروس را ريزه‌ريزه مانند دانهء نخود و باقلا نموده در ديك سفالى خشك بر آتش بكدازند و آنچه براى نقّاشى است