محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

952

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

مر صاف يك جزو مصطكى يك جزو قردمانا دو جزو با روغن كل سرخ ضماد نمايند [ ادويه كه مانع ريختن موى شود ] ادويهء ديكر موافق مختار و از مجربات است و مانع ريختن موى و باعث روييدن نيز مىكردد صنعت آن امله برك شقايق برك مورد پرسياوشان سنبل الطّيب برك سر و پوست كردكان تر تخم كرفس تخم چغندر مرمكى صاف بالسّويه از هريك دو درم خاكستر ريشهء صنوبر اقاقيا مصطكى دانهء خرما سوخته از هريك يك درم با يك رطل روغن خيرى و امثال آن در سه رطل آب بجوشانند تا آب سوخته روغن بماند پس صاف نموده چهار مثقال لادن در او حل كنند و استعمال نمايند [ دواى ديكر كه بغايت قويست جهت دراز كردن موى ] دواى ديكر كه بغايت قويست جهت دراز كردن موى و سياه نمودن آن و منع تشقق و ساقط شدن بسيار مؤثر است صنعت آن امله سى عدد مازو ده عدد پوست هليله ده جزو تخم مورد ده جزو در هشت رطل سراب بعد از نيم كوب كردن و خيسانيدن بجوشانند تا بسه رطل رسد پس او را صاف نموده بر روى اين ادويه بريزند برك مورد سه جزو تخم چغندر دو جزو حنا ده جزو پرسياوشان ده جزو سفيد پنج جزو كندر پنج جزو تخم كتان ده جزو بو داده پس سه شبانه روز بكذارند و بعد از آن بجوشانند تا ثلث بسوزد آن كاه صاف نموده با صد مثقال روغن كنجد باتش ملايم بجوشانند تا روغن بماند نسخهء ديكر كه موى را بروياند و دراز كند و از ريختن نكاه دارد صنعت آن بطون ارنب قضيب كاو نر خشك كرده هر دو را بسوزانند سم سوخته الاغ شاخ كاو ميش محرق بالسّويه با پيه خرس ضماد نمايند و اكر پيه خرس بهم نرسد با روغن كنجد استعمال نمايند و هرگاه مجموع اجزا متعذر باشد بعض نيز كافى است [ ادويه كه منع روئيدن موى كند ] ادويه كه منع روئيدن موى كند از آن جمله طلا كردن پيه تازهء افعى است كه تخلف نميكند و بدستور ماليدن مغز سر كوسفند و آهك موى را ساقط مىكند و ديكر نميروياند و بدستور اكر موى را قلع كرده بمالند و طلا كردن تخم مورچه و بزر البنج و بزرقطونا و شبّ يمانى و افيون با سركهء مصعّد بعد از كندن موى و بدستور از بعدم نتف موى آهك را در سركه طبخ نموده بمالند و بدستور خون سنك‌پشت و قديد وزغ و خون زلوئى كه در ظرف قلعى خشك نموده باشند و همچنين چون زبد البحر را با ترشى ترنج بعد از قلع موى بمالند و نوشادر محلل بزهرهء كاو و برك توت خشك با خون و طواط بغايت مؤثر است و خون خفّاش و مغز سر و جكر او ازموده است او قدما تصريح كرده‌اند كه جند مسحوق با عسل در منع روئيدن موى بعد از قلع آن مجرّبست و چون صمغ عرعر را با روغن زيتون بعد از قلع موى بمالند اصلا موى نرويد و مجرّب دانسته‌اند و امّا آنچه موى را مجعد و پيچيده كند ضماد برك چغندر با مازو است و بدستور آب حلبه و بزر البنج و مرداسنك و سدر و آهك را همين اثر است و بدستور عفص و كزمازج و برك سرو و حبّ او و مرداسنك و كثيرا و امله و كل سرخ و آهك آب نديده از هريك نيم جزو با آب برك چغندر استعمال نمايند اما آنچه جعودت و پيچيدكى موى زايل كند تدهين او است بروغن بنفشه و روغن كنجد ممزوج با آب شستن آن بلعاب و طبيخ برك كنجد و طبيخ ريشهء توت سياه و سفيد [ ادويهء كه موى را بسترد ] ادويهء كه موى را بسترد بعضى از آن در باب ادهان مذكور است و اين دواى قوى الاثر است صنعت آن آهك تازه در شش مثل آن آب تا سه روز كذاشته صاف نموده تجديد آهك سه بار كنند پس در آب صاف كرده به قدر ثلث آن آهك زرنيخ اضافه نموده در افتاب كذارند تا بحدّى كه چون پر مرغ به او رسد بسترد پس استعمال نمايند و هرگاه بكذارند تا منعقد و خشك كردد و در حين احتياج قدرى از آن را در آب و امثال آن مانند آب برنج و شيرهء آرد جو حل نموده طلا كنند و هرگاه خواهند موى را رقيق كند نوره از خاكستر چوب رز سازند و چون صبر اضافه كنند باعث سرعت فعل آن مىكردد و چون خواهند كه بدبوئى آن كم شود زعفران و سعد مخلوط نمايند و جهت رفع بدبوئى بعد از تنوير بالخاصيّه برك شفتالو عجيب الاثر است و بدستور كل خشبو و برك زرد و شاه‌سفرم مسحوق و حنا و كل سرخ و سعد و اذخر مكى مؤثر است و چون يك كف بيد انجير را كوبيده داخل نوره كنند منع بردن موى مينمايد [ دواى نافع جهت اكله و قروح خبيثه ] دواى نافع جهت اكله و قروح خبيثه و چون فتيله نموده در مجراى بول كذارند سوزاك و قرحهء مثانه و مجراى بول را زايل كند صنعت آن صبر زرد نيم مثقال توتياى كرمانى مغسول يك مثقال و دو دانك و سفيداب قلعى يك مثقال كلنار فارسى كل ارمنى توتياى هندى سوخته پوست كدوى سوخته كندر از هريك نيم مثقال كوفته بحرير بيخته استعمال نمايند و اكر از براى سوزاك خواهند يك دانك افيون اضافه نمايند و با سفيدهء تخم مرغ خمير كرده فتيله سازند و اكر آكله در حلق باشد ادويه را سوده در نى كرده در حلق نفوخ كنند و غرغره باب بارتنك قبل از آن نمايند و اكر تلخى صبر ازار دهد صبر داخل نكنند و آب دهان را بيندازند دواء النّار الافرنجية يعنى اتشك را مفيد است صنعت آن فلفل اسود ده درم مرداسنك يك درم عروق الصّباغين يك درم اجزا را كوفته و بيخته بعسل مصفى مقوم سه وزن ادويه سرشته معجون سازند و دوازده حبّ بسازند و يك حب را بيندازند و يازده حب را روزى يك حب بياشامند و اكر فائده حاصل نشود مرتبهء ديكر ميل نمايند دواء نافع براى بهق و برص و قوبا و خبلان و امثال آن صنعت آن بكيرند دوائى كه بهندى آن را بابچى كويند يك استار طين مغره ربع استار و هر دو را باب معصور زنجبيل تر كه آن را بهندى ادرك نامند و كوكرد زرد صافى كه بهندى امله سار كويند يك توله دو روز سحق بليغ نمايند و حبوب بسته در سايه خشك نمايند و عند الحاجت باب مسطور سائيده طلا كنند و مكرر نمايند باذن اللّه تعالى شفا حاصلست و اكر علّت قوى و فصل زمستان باشد پس سزاوار آنست كه هفت يوم هر روز نه دانه از بابچى را فرو برند و اكر حادث شود در موى سر سفيدى سزاوار آنست كه بكوبند بابچى را بسيار نرم و حل نمايند در روغن ياسمين كه بهندى چنبلى كويند يا بروغن راى بيد چرب نمايند بان سر را [ دواى نافع جهت كپهء ارمنى كه در اول حدوث آن نفع بخشد ] دواى نافع جهت كپهء ارمنى كه در اول حدوث آن نفع بخشد و بسيار اتفاق افتاده كه در اوايل حدوث در يك هفته به شده و از خواص اين دوا آنست كه بعد از حصول عافيت اثرى و داغى از جراحت باقى نميماند و در اواخر ازار ديرتر صحت حاصل مىشود كاه باشد كه تا بيست يوم ممتد شود صنعت آن بول ابل را به قدر حاجت در ظرف مس تازه قلعى كرده كه رطوبت و كثافتى نداشته باشد نموده بر آتش بسيار ملايم مانند چراغ بجوشانند تا به نصف رسد و پس از آتش برداشته در ظرف زجاجى غليظ نمايند و به كار برند و اكر خواهند اقليمياى فضّى پنج مثقال سفيداب قلعى دو مثقال و دواى اول را كه بول ابل مطبوخ است يك‌صد درم در ديك تازه قلعى بجوشانند تا به نصف رسد و دواى دويّم را نرم سائيده و دواى سيّم را با آب برك كشنيز تازه نرم صلايه نموده همه اجزا را با يكديكر ممزوج كرده در ظرف زجاجى مضبوط نمايند نهايت بتجربه رسيده است كه حاجت باجزاى ديكر نيست و اكر دواى اول را بكيفيّتى كه مذكور شد بجوشانند و استعمال نمايند نافع و قويست و طريقهء استعمال آنكه فادزهر معدنى را با آب كشنيز تازه سائيده بر كپه طلا نمايند و يك شبانه روز بكذارند و روز ديكر دواى مذكور را طلا نمايند و برك سبزى مانند برك اسفناج يا عشقه و يا لتهء نازكى بر آن كذارند كه چرك كند و شبانه روزى دو سه دفعه طلا را تجديد نمايند و طلاى فادزهر در همان دفعهء اوّل ضرور است و در دفعات ديكر احتياج نيست مكر آنكه وجع و سوزش شديد باشد كه طلاى مذكور در هر سه دفعه كه طلاى اصل را استعمال نمايند يك مرتبه استعمال كنند اكر دواى مذكور در ظرفى كه هست خشك شود با آب كشنيز سبز