محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1266

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

نقوع بفتح نون و ضمّ قاف و سكون واو و عين مهمله فواكه و ادويه را كويند كه در آب كرم كرده و يا بعضى عرقهاى مناسبه شب بخيسانند و صبح آب آن را كرفته بعد ماليدن و يا بدون آن به غير طبخ و بنوشند به تنهائى يا با بسردارو بعضى كفته‌اند كه سه شبانه‌روز بايد خيسانيد و روز سيم آشاميد و بعضى دو شبانه‌روز و بعضى كفته‌اند كه در افتاب بايد كذاشت و بعضى كفته‌اند در زير سركين بايد دفن كرد و بعضى كفته‌اند جاى كرم نزديك اجاغ و يا بر خاكستر كرم بايد كذاشت و كل اينها باختلاف ازمنه و فصول و بلدان و حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و لطافت و كثافت و غلظت اجرام ادويه و امزجه برمىكردد و بالجمله بايد كه فاصله زمانى ممتد باشد تا قوت از ادويه تمام در آب يا در عرق بازداده شود و ناقص نماند و فاسد هم نكردد و بغليان و جوش آيد و ترش كردد و اعم از آنكه با شربتى يا سر داروئى بياشامند يا بدون آن به تنهائى و جمع آن نقوعات بالف و تا است و بايد كه اجزاى نقوعات بدستور مطبوخات آنچه اخشاب و اصول و لحا و عروق باشند مرضوض يعنى نيم كوفته نمايند و هم‌چنين به زور را و حبوب مانند عناب و سپستان و امثال اينها قطعات نمايند تا خوب چسبيده كردند و بايد كه مبالغه بسيار در ماليدن اجرام انها ننمايند نجيب الدين سمرقندى در اصول تراكيب نوشته كه نقوعات الطف‌اند از مطبوخات ساده و نسبت اينها بسوى مطبوخات ساده نسبت مطبوخات ساده است بسوى مطبوخات تقويت داده شده بسرداروج جهة آنكه غليان و طبخ بازميدارد ادويه را از برامدن قوت انها و مخلوط ميكرداند بعض اجرام انها را با آب و تحليل ميدهد اجزاى لطيفهء انها را خصوصا آنچه مزاج انها رخو يعنى سست باشد مانند افتيمون و كلها و شكوفها و بسيارى از حشايش و اكر باشد لطافت اجزاى ادويه و رخاوت تركيب انها به حدى كه بشستن زايل كردد مانند كاسنى پس بايد كه مبالغه در شستن انها ننمايند پس بطريق اولى حرارت قويهء شديده طبخ و طول مدت آن به تحليل ميدهد آن را و نيز نقوع سبكتر و سردتر از مطبوخست جهة آنكه كسب نمىكند از حرارت آتش كرمى را كه كسب مىكند مطبوخ و از اين جهة موافق‌تر و لائق‌تر است حميات و امزجهء حاره صاحبان نزفه و شامل است بدخور مر ادويهء كريهة الرايحه بشعة الطعم را و بيشتر استعمال نقوعات در حميات حادّه و براى تليين شكم و تسكين حرارت است و در غير حميات از براى اخراج مواد برفق و مدارا و اندك‌اندك از نقوعات مستعمله در حميات نقوع فواكه مانند تمر هندى و الوى زرد و الوى سياه و الو بخارائى و خيارشنبر و عناب و سپستان خيسانيده در كلاب و آب انار ميخوش افشرده با شحم آنست كه آشاميده شود با شيرخشت يا ترنجبين يا شكر يا شربت ورد يا شربت بنفشه به مقدار حاجت از شيرينى و ترشى و چاشنى آن كه خوش آيد و موافق مزاج و علت باشد و اين بهترين و لطيف‌ترين نقوعاتست و كاه خيسانيده مىشود فلوس خيارشنبر را در آب برك كاسنى تازه فشرده و آب برك عنب الثعلب تازه و آب رازيانج تازه براى امراض كبد و با آب شاهتره و آب كشوث و آب لبلاب و آب كاسنى تازه براى جرب دو مواد حاره و كاه براى زيادتى تقويت آن در اسهال سقمونيا و بنفشه با هليلهء زرد بحسب اراده و احتياج چنانچه در خيارشنبر مذكور شد و كاه خيسانيده مىشود صبر را در عصارات و نقوعات براى تنقيهء معده و دماغ و در صبر ذكر يافت و كاه خيسانيده مىشود تربد جريش نيم كوفته را در آب و كذاشته مىشود در افتاب چند روز تا آنكه اخذ نمايد آب قوة آن را و در تربد كذشت بيان آن و هم‌چنين از اهليلج و نقوع اجاص و نقوع اهليلج در اهليلج و نقوع انبرباريس در انبرباريس و نقوع تمر هندى در تمر هندى و نقوع چوب‌چينى در چوب‌چينى و نقوع خبث الحديد در خبث الحديد و نقوع خيارشنبر در خيارشنبر و نقوع شاه‌تره در شاهتره و نقوع صبر در صبر و نقوع عناب در عناب ذكر يافت نقوع نافع جهة امراض سوداوى و ابتداى جذام و قروح خبيثه و جرب و قوبا صنعت آن شاه‌تره مقدار چهار مثقال تا شش مثقال در يك اثار هندى آب بجوشانند تا نيم اثار بماند ماليده صاف نموده قصب الذريره كه بهندى چرائته نامند و هليلهء سياه از هريك يك درم تا دو درم در آن بخيسانند و شب سر آن را پوشيده تحت السّما بكذارند و صبح صاف نموده بدون آنكه بمالند و شير كرم نموده بنوشند تا بيست و يك روز نهايت تا چهل روز نفع بليغ بخشد نقوع ديكر كه همان نفع دارد و از آن اقوى و ابلغ است صنعت آن شاه‌تره مقدار چهار مثقال تا شش مثقال در يك اثار هندى آب بجوشانند تا نيم اثار بماند ماليده صاف نموده قصب الذريره كه بهندى چراتيه كويند و هليلهء سياه از هريك يك و نيم درم برك حنا خشك افتيمون از هريك دو درم تا سه درم عناب ده دانه سپستان سى دانه در آن خيسانيده بطريق مسطور شب كذاشته صبح صاف نموده بنوشند بيست و يك روز تا چهل روز و اكر شاه‌تره را نيز در اين دو نسخه جوش ندهند و با ادويهء ديكر يك جا بخيسانند نيز خوبست و اكر دو درم بسفايج و از هريك از كاوزبان و بادرنجبويه و اسطوخودوس و صندل سفيد يك درم اضافه نمايند بهتر است و همچنين ادويهء مناسبهء ديكر نقوع ديكر بول و حيض براند صنعت آن تخم خربزه كرفس انيسون رازيانه از هريك سه درم اينها را نيم كوفته دوقو مشكطرامشيع از هريك دو درم سنبل الطيب افسنتين از هريك چهار درم هزاراسپند ابهل از هريك يك و نيم درم با يكمن آب در شيشه كنند و سه روز در افتاب بكذارند و شب در خانهء كرم روز چهارم ماليده صاف كنند شربتى يك اوقيه تا يك درم با روغن بادام بنوشند نقوع حلو تبهاى كرم را نافع باشد صنعت آن مشمش عناب الوى سياه از هريك پانزده درم بنفشه نيلوفر كشنيز خشك عدس مقشر از هريك سه درم تخم كاسنى يك مثقال اجزا را شب خيسانيده على الصباح صاف كرده بياشامند [ نقوع حلو ديگر منقول از شفاء الاسقام ] نقوع حلو ديكر منقول از شفاء الاسقام نافع جهة حرارت و يبوست و غلبهء خون جوش آن خصوصا در بلاد و فصول و امزجهء حاره صنعت آن زردالو عناب الو از هريك پانزده دانه كل نيلوفر سه عدد كل بنفشه پنج درم عدس مقشر كشنيز خشك از هريك سه درم تخم كاسنى نيم كوفته يك مثقال و كاه زياده كرده مىشود در آن الوى بزرك دانه پنج عدد و هنكامى كه خوف غلبه و هيجان صفرا باشد زياده كرده مىشود در آن ترنجبين پانزده درم براى تليين [ نقوع حامض منقول از شفاء الاسقام ] نقوع حامض منقول از شفاء الاسقام نافع از براى دفع صفرا و تسكين حدت و حرارت معده و كبد حار ملتهب صنعت آن زردالو عناب از هريك پانزده دانه الوى بزرك دانهء رسيدهء تركيده هفت دانه تمر هندى ده درم كل نيلوفر سه عدد كل بنفشه پنج درم و كاهى عوض كرده مىشود تمر هندى را بحب الرمان هنكامى كه باشد طبيعت مجيب و كاه جمع كرده مىشود ميان اجزاى هر دو نقوع و مينامند آن را حلو و حامض نقوع حامض ديكر صفرا را ساكن كند و حرارت بنشاند صنعت آن عناب مشمش از هريك پانزده عدد الوى سياه رسيده و تركيده هفت عدد تمر هندى پنج درم كل نيلوفر كل بنفشه از هريك سه درم زرشك بىدانه دو درم مجموع را شب در آب كرم بخيسانند و در زير اسمان بكذارند على الصباح صاف نموده بنوشند نقوع فواكه صفرا دفع كند و تشنكى بنشاند صنعت آن الوى سياه الو بخارائى عناب سپستان از هريك سيعدد تمر هندى ده درم زردالوى خشك ده عدد قند سفيد ده درم ترنجبين بيست درم شب بخيسانند و صبح صاف نموده بنوشند نقوع فواكه مسهل صفرا بود و در حميات صفراوى سودمند صنعت آن الوى سياه الوبالو كيل از هريك بيست عدد عناب سيعدد تمر هندى پانزده درم سپستان پنجاه عدد بنفشه تخم قطف از هريك سه درم ترنجبين بيست درم شكر ده درم فلوس خيارشنبر هفت درم تا بيست درم همه را شب در آب كرم خيسانيده صباح صاف نموده روغن بادام شيرين يك درم بران چكانيده بياشامند [ نقوع ديگر صفرا را تسكين دهد و طبع را نرم دارد ] نقوع ديكر صفرا را تسكين دهد و طبع را نرم دارد و مزاجهاى كرم را نافع باشد و صداع صفراوى را