محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1264
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
صنعت آن آب برك مورد صندل سفيد بكلاب و سركه سوده و اندك كافور داخل كرده استنشاق نمايند نشوق ديكر جهة رفع جراحت بينى و چرك آن صنعت آن پودنهء خشك را نرم سوده با شراب استنشاق نمايند و جهة تنقيهء چرك قدرى انزروت سوده اضافه نمايند [ نشوق ديگر جهة دفع بدبوئى شامه ] نشوق ديكر جهة دفع بدبوئى شامه و سدهء مصفاة و تحليل مواد مجتمعه و رفع سدهء خيشوم منقول از كفاية صنعت آن سعد كوفى سنبل الطيب صبر سقوطرى زرد قرنفل از هريك يك دانك با آب برك مورد يا پودنه ممزوج نموده نشوق نمايند باب النّون مع الضّاد المعجمة نضوح بفتح نون و ضم ضاد معجمه و سكون واو و حاى مهمله و بخاى معجمه نيز امده خشبوئى است كه در حرمين الشريفين استعمال دارند صنعت آن خرما و شكر و سيب و قرنفل و زعفران و مانند اينها است با آب در شيشه كرده سر آن را محكم بسته ميكذارند تا مخمر و خشبو كردد پس استعمال نمايند باب النّون مع الطّا المهملة [ نطول ] فصل در ذكر نسخ نطولات بدانكه نطول بفتح نون و ضم طاى مهمله و واو و لام ادويه را كويند كه در آب جوشانيده آب آن را بر اعضا بريزند خواه جرم آن با آن باشد يا نباشد بدين قسم كه دور آن را خمير كرفته مثل حلقهء بلند و آن آب را در آن بريزند حال كونى كه نيم كرم باشد نطول براى صداع بارد كه تجاوز از يك هفته كرده باشد صنعت آن بابونج مرزنجوش شيح ارمنى نمام در آب جوشانيده نطول نمايند نطول ديكر كه صداع بارد را نافعست صنعت آن بابونه اكليل الملك برنجاسف صعتر ورق الغار مساوى جوشانيده سر بيخاران بدارند و بر سر نطول نمايند و بعضى شيح ارمنى و شبت و كل سرخ در اين نطول زياده كردهاند و بعضى حلبه و سبوس كندم و كل خطمى و نمك و پودنه نيز نطول ديكر جهة صداع بارد صنعت آن بابونه اكليل الملك صعتر شيح برك كاوزبان برك چغندر نخالهء كندم در آب جوشداده نطول نمايند نطول ديكر نافع از براى صداع بارد و ريح غليظ در سر صنعت آن بابونه اكليل الملك از هريك كفى شبت مرزنجوش از هريك بيست درم نمام برك غار درمنهء تركى از هريك چهار درم مجموع را در پنج رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد صاف كرده بر سر نطول نمايند نطول ديكر كه صداع ريحى را نافعست صنعت آن بابونه اكليل الملك مرزنجوش برك كرفس برك رازيانه تخم رازيانه تخم كرفس زيرهء كرمانى در آب جوشانيده سر ببخار آن بدارند و بر سر نطول نمايند نطول ديكر نافع از براى صداع بارد يابس با ماده صنعت آن سر كوسفند و پاچهء آن بابونه اكليل الملك حلبه شبت از هريك كفى مجموع را در پنج رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد سرد كرده بر سر نطول نمايند نطول ديكر براى صداع بارد سوداوى صنعت آن كل بنفشه بيخ سوسن اسمانكونى اكليل الملك بابونج بادرنجبويه ساذج كشك الشعير قرنفل كل نيلوفر اجزا مساوى در آب جوشانيده بر سر نطول نمايند نطول ديكر از براى صداع حار منقول از كناش ساهر صنعت آن عصى الراعى كل سرخ جو مقشر كل نيلوفر بابونه كل بنفشه پوست خشخاش برك كاهو تخم كاهو از هريك چهار درم با آب شيرين طبخ نمايند و نطول نمايند نطول ديكر نيز از كناش ساهر هنكامى كه نباشد با صداع حار و يابس نزله صنعت آن بكيرند سركهء انكورى كلاب آبغوره آب برك مورد آب برك بارتنك آب برك خرفه آب برك عصى الراعى آب جرادهء كدو اجزا مساوى بر سر نطول نمايند نطول ديكر نيز از كناش ساهر جهة صداع كائن از برد صنعت آن بابونه اكليل الملك از هريك پنج درم مرزنجوش شيح شبت از هريك سه درم در آب بپزند و بر سر نطول نمايند نطول ديكر صداع حار را نافع است صنعت آن كل نيلوفر بنفشه خبازى پوست خشخاش جو مقشر از هريك قدرى در آب جوشداده سر ببخار آن بدارند و بر سر نطول نمايند نطول ديكر كه صداع حار و بيخوابى را نافعست صنعت آن كل بنفشه جو نيم كوفته مغز كدوى تر كوفته برك بزرقطونا تخم خرفه تخم خطمى سفيد پوست خشخاش پوست بيخ لفاح تخم كاهو برك كل سرخ جوشانيده و سر ببخار آن بدارند و آب آن را نطول كنند و ثفل آن را ضماد كنند و بعد از آن عرق كنند سر را بروغن بادام و بنفشه و شير دختران و بعضى در اين نطول برك كاهوى تر و تخم خشخاش و شاهسفرم بعوض برك بزرقطونا و تخم خرفه و تخم خطمى اوردهاند و در نسخهء ديكر تخم خرفه تخم خطمى و پوست خشخاش و پوست بيخ لفاح داخل ندارد و باقى موافق نسخهء اصل آنست نطولى كه صداع حار را نافعست صنعت آن بنفشه نيلوفر خبازى جو مقشر نيم كوفته كدوى تر تراشيده در آب بهپزند و سر ببخار آن بدارند و نطول نمايند نطول بارد كه صداع حار را تسكين دهد چون بر سر بريزند و پاى را بان بشويند صنعت آن كل بنفشه كل خطمى سفيد سبوس كندم كشنيز خشك از هريك پانزده درم در ده من آب بجوشانند تا ثلث آن بماند نيم كرم بر سر نطول نمايند و پاها را بان بشويند نطول نافع جهة صداع حار صفراوى صنعت آن ماء الورد انيسون از هريك دو درم خل خمر سه درم دهن الورد يك درم نيم اجزا را در آب طبخ نموده بر سر نطول نمايند نطول كه صداع سوداوى را نافعست صنعت آن كل بنفشه كل نيلوفر اكليل الملك بابونه بيخ سوسن اسمانجونى كشك جو ساذج هندى قرنفل از هريك جزوى همه را در پنج رطل آب بهپزند تا به يك رطل رسد پس شب بر سر بريزند و باز آن را كرم كرده در افتابه كرده بار ديكر بر سر بريزند و در سحر نيز به عمل ارند نطول ديكر از براى كسانى كه با صداع بيدارى بسيار داشته باشد صنعت آن كل بنفشهء خشك پوست بيخ خطمى جو مقشر تخم كاهو بيخ لفاح از هريك كفى در افتابه با آب بجوشانند تا آنكه سرخ شود پس مريض در طشتى نشيند و آن را بر سر آن نطول كنند وقتى كه نيم كرم باشد و باز دوا در افتابه كرده نيم كرم نموده نطول نمايند چند مرتبه هر روز پس عرق كنند سر آن را بروغن كل مخلوط بشير دختران كه هر دو را نيكو برهم زده باشند نطول ديكر نافع از براى سرسام و بيدارى صنعت آن كل بنفشهء خشك تخم كاهو از هريك پنج درم پوست خشخاش كل سرخ كل نيلوفر تراشهء كدوى تر بابونه از هريك كفى كشك جو پنجاه درم و در نسخهء ديكر پنجاه مثقال مجموع را در ده رطل آب بجوشانند تا بيك رطل رسد صاف كرده بر سر نطول نمايند [ نطول ديگر نافع جهة سرسام حار وقتى كه از هفتم بگذرد ] نطول ديكر نافع جهة سرسام حار وقتى كه از هفتم بكذرد و يا آنكه در اصل علّت ثقلى و ثباتى باشد صنعت آن نمام پودنه سداب برك نعناع اكليل الملك بابونه در آب جوشانيده نطول نمايند [ نطول ديكر جهة بطلان حفظ و ذكر و مانند آن ] نطول ديكر جهة بطلان حفظ و ذكر و مانند آن كه از سوء مزاج بارد رطب باشد چون استعمال كرده شود بعد از تلطيف بتدبير و تنقيه با بارجات صنعت آن بابونه نمام شبت فوتنج مرزنجوش در آب طبخ دهند و سر ببخار آن بدارند و بر سر نطول نمايند نطول ديكر كه بجهة بطلان حفظ و ذكر حادث از سوء مزاج بارد يابس صنعت آن بابونه اكليل الملك كل بنفشه در آب جوشانيده نطول نمايند نطول ديكر بجهة فساد ذكر حادث از حرارت و يبوست صنعت آن بابونه اكليل الملك جوشانيده شير بز روغن سوسن و روغن خيرى داخل كرده بر سر نطول نمايند [ نطول ديگر جهت صاحب سكته سر و اعضا ] نطول ديكر چون صاحب سكته سر و اعضا را بران بدارد و آب آن را بر سر و اعضا بريزد و ثفل آن را كماد نمايند نفع ميدهد آن را صنعت آن شبت شيح ارمنى بابونه بنك اترج پودنه حاشا زوفا اكليل الملك صعتر قيصوم جوشانيده سر و اعضا را