محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1259
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
بسيارى براى آن بيان ميكنند و ميكويند كه ميمون سياه كه آن را لنكور مينامند آن را مىخورد و به مجرد خوردن شكم آن جارى مىشود و بر سنكها نجاستها مىكند همان را نامقيدات برداشته بجاى سلاجيت اصلى خالص ميفروشند [ بيان موميائى انسانى ] و امّا بيان موميائى انسانى كه حكيم مير محمد مومن در تحفه نوشتهاند كه در ازمنهء سابقه دستور بوده كه حفظ جسد موتا را از تعفن بماليدن مرمكى و عسل و موميائى و امثال اينها مينمودهاند و چون اكثر دخمهاى بلاد مغرب را آب كرفته هرچه از اجساد و اعضاى موتا را امواج بحر بساحل رسانيده و مىرساند آن را جهّال بجاى موميائى صرف نموده و مينمايند و در اخر نوشته اكرچه در جبر كسر نفعى مىكند و ليكن در شرب آن حرام و مورث كورى و فساد بدن و مضرتهاى بيغايت است و امّا موميائى سك بچّه كيفيت و صنعت آن را ذكر نكرده شايد از اين قبيل باشد كه بعض ادويهء حافظهء مقويهء ترياقيه از قبيل ادويهء مذكوره بر بدن سك بچهء تازه زائيده شده ماليده زمانى ممتدّ در خمى كرده در زمين دفن مينمايند تا اينكه تعفين تام يابد و صورت وحدانى تركيبى و مزاج ثانوى صناعى بهم رساند پس براورده استعمال مينمايند و يا بطور ديكر العلم عند اللّه تعالى بيان جودت موميائى و كيفيّت و خواصّ و منافع و طرق استعمال آن مفردا و مركّبا بدانكه بهترين آن دارابى سياه صاف براق نرم است كه بوى بد نداشته باشد ارسطو فرموده كه بهترين او آنست كه چون جكر كوسفند را در كرمى ذبح با ريزهء نى شكسته شق كرده بدان بمالند التيام يابد و نيز كفته امتحان اصلى موميائى آنست كه بهموارى پاى مرغى يا خروسى را بشكنند و به قدر يك دانك از آن را در روغن كل سرخ حل كرده به حلق او ريزند و قدرى بر آن بمالند اكر در عرصهء يك شبانهروز جبر شكستكى پاى او نموده باصلاح اورد خوبست و جيد اصلى و الا به دو غير اصلى و كاه باشد كه در عرصهء شش هفت ساعت باصلاح اورد و امتحان ديكر آنكه موميائى خوب را چون بدست بكيرند مثل موم به زودى نرم ميكردد و به دو مغشوش و مبدل آن صلابت بسيار دارد و به زودى و بحرارت كمى نرم نميشود و بهترين امتحانات آنست كه در جبر كسر اعضاى انسان و اوجاع و تقويت باه و ساير قوى و غيرها در انسان تجربه نمايند در اول سيّم كرم و در دويّم خشك و نزد بعضى خشكى آن غالب بر كرمى آنست و صاحب شفاء الاسقام حار در دويّم و يابس در اول كفته و قوتش تا چهل سال باقى ميماند مقوى ارواح و دل و مفرّح و محلّل مواد بارده و مقوى اعضاى باطنى و ظاهرى و مجفف رطوبات و معين باه و حافظ ارواح بدنى و لطيف و سريع النفوذ و مفتح سدد و جالى و جهة فواق و فالج و رعشه و لقوه و رفع سمومات مشروبه و ملدوغه و درد معده و وجع الفواد و تقويت معده و اختناق رحم و جميع امراض بارده و نفث الدّم و جراحت مثانه و سلس البول و ابتداى جذام و داء الفيل و ثقل زبان و كزيدن عقرب و تحليل اورام بلغميّه و جبر كسر و ضربه و سقطه و خلع نافع اعضاء الرّاس و الاذن و الانف و اللّسان محلول مقدار يك حبهء آن با آب مرزنجوش جهة صداع بارد ساذج و شقيقه و صرع و دوار و لقوه و فالج و استرخا و دو حبهء آن با آب طبيخ صعتر فارسى و راسن جبلى جهة سبات آشاميدن و ماليدن و سعوط نمودن و چكانيدن يك جو آن در بينى و كوش يا طبيخ مرزنجوش با روغن زنبق و نيز سعوط يك حبهء آن با يك حبهء مشك و كافور و جندبيدستر محلول در روغن بان جهت اوجاع باردهء كهنه در سر و رياح و برودت دماغ و همچنين قطور آن در كوش و بينى و با روغن زيتون و عسل و جهة رياح مجتمعه در دماغ و شرب يك حبهء آن با آب طبيخ كرفس و زيرهء كرمانى جهة لقوه و نيمدانك آن با آبى كه صعتر فارسى در آن جوشانيده باشند جهة ارتعاش و چكانيدن يك حبهء آن با روغن ياسمين يا كل در كوش جهة درد آن و مقدار يك شعيرهء آن با روغن كل سرخ به تنهائى و يا آبغوره قطور آن و فتيلهء ممزوج بان در كوش كذاشتن جهة ثقل سامعه و ريش و قروح و امدن چرك از آن نافع و ارسطاطاليس كفته كه قطور محلول آن با پيه خوك غير نمك سود جهة كرى حتى كرى مادرزاد را مبالغه و با كافور تنها و يا آب مرزنجوش جهة رعاف و امراض بينى و دلوك آن با عسل جهة لكنت زبان و ثقل آن نافع اعضاء النّفس شرب مقدار سه شعيرهء آن در نبيذ جمهورى جهة نفث الدم از ريه و دو حبهء آن با آب نمك و آب نخود جهة منع نفث الدم از رئه و يك حبهء آن با شير الاغ جهة نفث الدم و رعاف و همچنين قطور آن جهت رعاف و يك قيراط آن با سكنجبين و يا با آب نعناع جهة رفع خناق و همچنين يك قيراط آن با شربت مورد و رب توت يا با طبيخ عدس و امثال آن جهت وجع حلق و ورم آن و كفتهاند كه غرغره مقدار دو حبهء آن با آب اصل السّوس و عاقرقرحاى مطبوخ جهة خناق و يك طسوج آن با آب عناب و يا سپستان و ماء الشعير و اصل السوس مقشر سه روز متوالى ناشتا جهة سرفه و يك قيراط آن با آب نعناع و يا آب مطبوخ زيرهء كرمانى و نانخواه و كرويا جهة خفقان بارد مفيد است اعضاء الغذاء شرب يك قيراط آن با مطبوخ زيرهء كرمانى و نانخواه و كرويا جهة غثيان و تهوع و خفقان و ضعف معده و امعا و ازالهء رطوبات مجتمعه بر فم معده و سقط و ضربه بر سينه و معده و براى سقطه و صدمه و ضربهء كبد مقدار يك قيراط آن با دو دانك كل ارمنى و يك دانك زعفران در آب برك عنب الثعلب يا باب برك كاسنى يا در خيارشنبر و جهة فواق ريحى يك حبهء آن با طبيخ تخم كرفس و زيرهء كرمانى و جهة وجع طحال يك قيراط آن با آب كشنيز تازه و يا باب بيخ كبر و جهة وجع و نفخه و كبر طحال يك قيراط آن با ماء السّكر يا با آب كرفس تازه يا با طبيخ بيخ آن يا با طبيخ تخم فنجنكشت يا پوست بيخ كبر و براى ورم جنبين با آب طبيخ حسك و طلاى نيمدانك آن در آبى كه انيسون در آن جوشانيده باشند بر شكم مستسقى و همچنين شرب يك دانك آن با آب مطبوخ انيسون نافع اعضاء النّفس و التنّاسل شرب يك قيراط آن با شير تازه دوشيده به تنهائى يا با قدرى شكر جهة قروح و اوجاع احليل و مثانه و شرب طسوجى از آن يا آب مطبوخ دوقو و فقاح اذخر جهة رفع حبس البول و تقطير البول و ادرار آن و خوردن هر هفته يك مرتبه دو حبهء آن با روغن كاو جهة رفع باد بواسير و اوجاع معده و دو حبهء آن با آب مطبوخ ساذج هندى جهة اختناق رحم و حمول اندك آن مخلوط با آرد كندم جهة قلت صبر بر نكاه داشتن بول سلس البول و همچنين حمول آن با روغن زيتون يا روغن زنبق جهة تقطير البول و عدم صبر بر حبس بول و استرخاى مقعده و عذيوط و مسوح آن با روغن نارجيل و مانند آن بر قضيب و انيثان و حوالى آن جهت تحريك جماع و همچنين آشاميدن دو حبهء آن با آب باقلا يا حبهء از آن با زردهء تخم مرغ نيمبرشت سه روز متوالى و محمد بن زكريا در كتاب الباه نقل كرده اكر كسى را آب منى خرج شده باشد و خواهد كه به زودى باز به حال اصلى خود بركردد در اخر حركت قريب بانزال دو جو موميائى را در پنج درم عسل سفيد حل كرده بخورد و اكر محرور المزاج باشد اشربهء باردهء مناسبه بنوشند و مجربست آلات المفاصل محلول آن از يك دانك تا يك دانك نيم در ادهان مناسبه مانند روغن كل و اشياى موافقه مانند آب باقلا و با زردهء تخم مرغ دو سه عدد جهة اوجاع مفاصل و خلع عضو و كوفتكى عصب و جدا شدن و پاره شدن آن و عضله و كسر عظم و سقطه و ضربه و صدمه و امثال آن و خوردن و ماليدن آن بدان موضع بيعديل و همچنين آشاميدن آن با شراب صرف و براى جراحات كهنه و ناصور وزن يك دانك آن با يك درم پيه خنزير كداخته در زيت مقدار نيم درهم مرهم ساخته بمالند و جهة اعلال باطنى و صدمات