محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1242

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

آن هر دو را در سه رطل آب بجوشانند تا آب بسوزد و عسل بماند بعد از آن عسل را سه برابر ادويه كرده بسرشند شربتى از يك درم تا دو درم است و اين نسخه انفع از نوشدارو است جهة مرطوبين و مبرودين اين نسخه هفده جزو است و مزاجش كرم و خشك در اول درجهء سيّم [ مفرّح كثير المنافع جهة امراض بارده ] مفرّح كثير المنافع جهة امراض بارده هر قسم هر جا كه باشد و جهة جنون و تقويت اعضاى رئيسه و فتح سدّها بغايت نافعست كرم در سيّوم و خشك در دويّم و قوتش تا دو سال باقى است و شربتش تا يك مثقال صنعت آن اشنه اظفار الطيب نارمشك فرنجمشك بالسّويه قرفه قرنفل دارچينى سنبل الطيب از هريك مثل نصف اجزا مصطكى زعفران از يك وزن ربع اجزا با عسل بسرشند [ مفرّح دلگشاى بارد ضعف دل و وسواس و خفقان را زايل كند ] مفرّح دلكشاى بارد ضعف دل و وسواس و خفقان را زايل كند و دل را قوت دهد و نشاط تمام اورد صنعت آن مرواريد ناسفته سه درم بسد كهرباى شمعى از هريك يك درم لعل بدخشى يك مثقال ياقوت زرد نيم مثقال يشب سبز قرنفل از هريك يك درم بهمن سفيد دو درم كبابهء چينى بهمن سرخ از هريك يك درم زرنباد نيم درم تخم بادرنجبويه سه درم ساذج هندى يك درم درونج عقربى نيم مثقال پوست بيرون پسته سه درم پوست اترج سه درم كاوزبان پنج درم صندل سرخ صندل سفيد از هريك سه درم كشنيز خشك دو درم ورق طلا ورق نقره از هريك نيم مثقال ورق كل سرخ سه درم دارچينى يك درم املهء منقى پنج درم عصارهء زرشك ده درم طين ارمنى دو درم تخم فرنجمشك سه درم طباشير سفيد دو درم عود هندى خام يك مثقال كافور قيصورى نيم درم زعفران دانكى عنبر اشهب نيم مثقال مشك تركى يك دانك و نيم شراب حمّاض نيمن شراب سيب اصفهانى چهل مثقال شراب سفرجل اصفهانى بيست مثقال ادويه را كوفته و بيخته جواهر را صلايه كرده با اشربهء مذكوره بسرشند شربتى يك درم اين تركيب سى و چهار جزو است و وزن اجزا شصت و هشت درم است مزاج سرد است در اوّل درجهء اولى و خشك است در وسط درجهء دويّم مفرّح دلكشاى حار خفقان و ضعف دل را كه از سردى بوده سود دارد صنعت آن پوست ترنج كل سرخ بادرنجبويه كل كاوزبان مغز تخم خيارين از هريك پنج درم بهمنين از هريك دو درم نيم هليلهء سياه مغز بادام خشخاش سفيد كنجد مقشر از هريك سه درم زعفران دو درم دارچينى سه درم نيم تخم كرفس يك درم مشك يك مثقال روغن بادام پنج مثقال نبات سفيد ترنجبين از هريك نيمن نبات و ترنجبين را در كلاب حل سازند و بقوام اورند و داروها كوفته و بيخته بان بسرشند مفرّح دلكشاى بارد [ صنعت آن ] طباشير بهمنين كل سرخ بسد كهربا مرواريد ناسفته از هريك يك مثقال صندل سفيد كشنيز خشك از هريك دو درم تخم خرفه هشت درم زرشك منقى يك درم ورق طلا محلول ورق نقره محلول از هريك نيم درم پوست بيرون پسته يك درم قند سفيد يكمن آب ترنج چهل مثقال بطريق معهود معجون سازند [ مفرّح دلكشاى موميائى تاليف حكيم عزت اللّه ] مفرّح دلكشاى موميائى تاليف حكيم عزت اللّه بواسطهء تفريح و نشاط و رفع وسواس و ماليخوليا و ضعف دل و امراض سوداوى را سود دارد و خفقان و غشى را بر طرف كند و فائده بسيار دارد صنعت آن ياقوت رمانى لعل بدخشانى مرواريد بحرى ناسفته كهرباى شمعى بسد فيروزهء نيشابورى لاجورد مغسول از هريك دو درم ورق طلا نيم درم ورق نقره يك درم مشك يك درم عنبر اشهب صندل سفيد عود قمارى قرنفل قاقلهء كبار جدوار خطائى دارچينى قاقلهء صغار ورق اترج ساذج هندى شقاقل مصرى اشنه بادرنجبويه تخم مورد فرنجمشك كشنيز خشك غاريقون اسطوخودوس عود الصّليب حاشا برك ريحان موميائى كانى كبابهء چينى حب بلسان املهء منقى پوست هليلهء كابلى سعد كوفى سنبل الطيب ناردين ابريشم مقرض از هريك دو درم زعفران پنج درم راس حب الصنوبر خصية الثعلب مصرى درونج عقربى قشر اترج بهمن سفيد بهمن سرخ كاوزبان كيلانى مغز نارجيل مغز پسته از هريك سه درم آب سيب شيرين آب انار شيرين آب به آب امرود از هريك رطلى نبات برابر همه اجزاى ادويه كوفته و بيخته عسل صاف كف كرفته دو وزن مجموع اجزا آب فواكه مذكور را با عسل بقوام اورند و سرد نموده ادويه را به ترتيب داخل كرده خوب درهم بسرشند و شب در پاتيل كذارند تا سرد كردد بعد از آن در ظرف طلا يا نقره يا چينى كرده سر ظرفرا محكم كنند و مدت چهل يوم در ميان جو بكذارند تا فيض از مبدء فياض بران فايض كردد و بعد از آن دو درم ميل فرمايند و از عقب آن پيالهء كلاب با چائى بنوشند كه انتعاش عجيب روى خواهد نمود و نشاط وافر دست خواهد داد و اللّه اعلم مفرّح رشيدى خوشحالى و شكفتكى تمام اورد صنعت آن لعل بسباسه از هريك پنج مثقال زعفران سه مثقال جزو اعظم ده مثقال قند سفيد پنجاه مثقال قند را در كلاب حل كنند و بقوام اورند و داروها كوفته و بيخته بسرشند مفرّح رشيدى اقوى از اوّل صنعت آن لعل بدخشى ياقوت رمانى مرواريد ناسفته از هريك پنج مثقال بسباسه زعفران ساذج هندى اشنه انيسون تخم كرفس فرنجمشك پوست زرد اترج از هريك يك مثقال كاوزبان هفت مثقال بادرنجبويه بهمن سرخ و سفيد سك المسك از هريك دو مثقال مشك تركى نيم مثقال ورق طلا ورق نقرهء محلولين از هريك پنجاه عدد ابريشم مقرض عنبر اشهب از هريك يك مثقال زائد الفكر پانزده مثقال قند سفيد عسل مصفّى از هر دو سه وزن ادويه در كلاب بكدازند و بقوام اورند و ادويه را كوفته و بيخته على الرسم بان بسرشند شربتى يك مثقال مفرّح سرد خفقان و ضعف دل را كه از كرمى باشد زايل كند صنعت آن طباشير دو درم كاوزبان ده درم شير امله پانزده درم عصارهء زرشك پنج درم صندل مقاصرى سه درم بهمن سرخ و سفيد از هريك دو درم ورق كل سرخ پنج درم درونج عقربى دو درم كشنيز خشك پوست بيرون پسته مرواريد ناسفته زعفران كهرباى سوخته ابريشم سوخته از هريك دو درم ياقوت چهار دانك ورق طلا ورق نقره از هريك يك مثقال آب سيب ترش چهل درم آب حماض قند صافى كرده دو من بقوام اورند و داروها بدان بسرشند شربتى يك درم اين نسخه نوزده جزو است وزن آن شصت و دو درم مزاج سرد است در ثلث درجهء اول خشك است در اواخر درجهء اول مفرّح سرد ديكر خفقان و ضعف دل كرم را سودمند بود صنعت آن طباشير سفيد بهمن سفيد ورق كل سرخ كاوزبان از هريك چهار درم بهمن سرخ بسد كهربا مرواريد ناسفته از هريك يك درم صندل سفيد كشنيز خشك از هريك دو درم تخم تورك هشت درم زرشك بيدانه دوازده درم ورق طلا ورق نقره از هريك نيم درم پوست بيرون پسته يك درم قند سفيد يكمن عرق بيدمشك نيمن قند را با عرق بقوام اورند و داروها بسرشند شربتى يك درم تا يك مثقال اين نسخه پانزده جزو است به غير قند و عرق وزن آن چهل و شش درم مزاج سرد است در نيم درجه و خشك است در اخر يك درجه مفرّح سرد ديكر خفقان را سود دارد صنعت آن مرواريد ناسفته كهربا بسد سوخته كاوزبان كل ارمنى از هريك دو درم طباشير سفيد يك درم مشك تركى نيم‌دانك قند سفيد ده درم اجزا كوفته و بيخته بكلاب بسرشند شربتى يك درم اين نسخه هشت جزو است با قند وزن آن بيست و يك درم و نيم دانك مزاج سرد است در درجهء اول خشك در يك درجه و نيم [ مفرّح سوسنبرى از حكماى فرس ] مفرّح سوسنبرى از حكماى فرس و شيخ داود كفته كه از تراكيب مشهورهء شيخ است كه براى عصفور تاليف نموده و مفرح و مقوى و مساوى است باجساد و بارواح و نافعست مطلق امزجه را در هر وقت كه اعاده مىكند قواى ساقطه را و ارواحى كه نقصان يافته باشد بمربا و بمسهل يا از سمّ يا غير اينها