محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1237

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

تراكيب و لوازم آن كه مكررا در جوارشات و حبوب و اشربه و مطبوخات ذكر يافت يعنى بايد كه در معاجين نيز آن مرعى دارند و اللّه اعلم بيان نسخ معاجين مسهله معجون مسمى به تربد تراشيده قولنج صعب را باسانى بكشايد و نفع تمام دهد صنعت آن هيل‌بوا قرفه ساذج هندى دارفلفل برنك كابلى مقشر زنجبيل املهء مقشر قرنفل از هريك يك مثقال تخم كرفس سنبل الطيب زعفران مصطكى رومى از هريك نيم مثقال تربد سفيد تراشيده سقمونياى مشوى از هريك دو مثقال اجزا كوفته نرم بيخته با سه چندان عسل مقوم بسرشند شربتى باب كرم معجون برنك قولنج صعب را در زمان بكشايد صنعت آن خيربوا ساذج هندى فلفل دارفلفل زنجبيل برنك كابلى املهء مقشر قرنفل مصطكى از هريك يك مثقال تربد سفيد سقمونيا از هريك ده مثقال كوفته و بيخته با سه چندان عسل بسرشند شربتى دو درم معجون زبل قولنج بكشايد صنعت آن زبل الذيب چهار درم مرمكى صاف تربد سفيد مدبر از هريك هشت درم تخم كرفس انيسون از هريك دو درم كوفته و بيخته با عسل بسرشند شربتى دو درم تا چهار درم باب كرفس معجون سيساليوس كه جهة اقسام صرع نافعست صنعت آن سيساليوس عاقرقرحا اسطوخودوس از هريك ده مثقال غاريقون پنج مثقال قردمانا حلتيت طيب زراوند مدحرج از هريك يك مثقال و نيم ادويه را كوفته و باب عنصل دوچندان ادويه به وزن آن عسل بقوام آورده بسرشند و هر روز يك مثقال بخورند و در نسخهء ديكر اورده‌اند كه ادويه را با سكنجبين عنصلى بسرشند [ معجون سيساليوس به نسخهء شيخ الرئيس ] معجون سيساليوس به نسخهء شيخ الرئيس از براى صرع كفته كه اين دوائيست جيّد از براى اصحاب صرع صنعت آن سيساليوس حب الغار از هريك سه مثقال زراوند مدحرج فاوانيا از هريك دو مثقال جندبيدستر قرص اسقيل از هريك يك مثقال كوفته بعسل كف كرفته سرشته هر روز با سكنجبين بخورند معجون سيساليوس بنسخهء ذخيره خداوند صرع را سود دارد صنعت آن بزر سيساليوس عاقرقرحا اسطوخودوس غاريقون سفيد از هريك دو درم قردمانا حلتيت زراوند مدحرج از هريك سه درم كوفته و بيخته با عسل مصفى بسرشند شربتى از يك مثقال تا دو درم و در بعض نسخ آن عود فاوانيا از هريك دو درم و نيم اورده‌اند حرف يك درم نيم زراوند حلتيت قردمانا از هريك يك درم و نيم است [ معجون سقراط ] معجون سقراط نسيان و ماليخوليا و صرع و بهق و برص و اوجاع مفاصل و درد معده و داء الحيّة و داء الفيل و تقطير البول و سرفهء كهنه و تب ربع و تبهاى بلغمى و عسر البول و بواسير و يرقان سدى و طحال را نافع باشد و دفع سموم كند و دل را قوت دهد و باه را زياده كند و حب القروع را دفع كند و سنك كرده و مثانه بريزاند و حيض بكشايد و بوى دهن و بوى عرق خوش كند و كرانى كوش و زبان را ببرد و صداع را زايل كند و جميع امراض بلغمى و سوداوى را سود دارد و پيران را بغايت مفيد بود صنعت آن جنطيانا قردمانا نارمشك تخم فرنجمشك حبّ الغار زراوند طويل از هريك يك مثقال انيسون جندبيدستر حبّ بلسان سليخه اسارون مصطكى از هريك يك درم مرمكى وج تركى درونج عقربى زرنباد تخم كرفس تخم جرجير تخم پياز تخم كندنا از هريك دو درم صبر سقوطرى ده درم تربد سفيد بيست درم عود خام دوازده درم جوزبوا ريوند چينى قرنفل قاقله بسباسه اشنه سنبل الطيب زعفران اسقيل بريان كرده زرنب شيطرج افلنجه دارچينى از هريك سه درم ورق كل سرخ بادرنجبويه لك مغسول از هريك پنج درم سعد كوفى حب المحلب از هريك چهار درم هليلهء سياه پوست هليلهء زرد املهء منقى از هريك شش درم كوفته و بيخته بروغن بادام تلخ چرب كنند و با سه چندان عسل بسرشند و در ظرف ابكينه كنند و شش روز در ميان جو نهند شربتى از دو درم تا پنج درم معجون سكبينج قولنج را نافع باشد صنعت آن سكبينج تخم كرفس جندبيدستر از هريك يك جزو سقمونيا نيم جزو سقمونيا را در روغن بادام بسايند و سكبينج را حل كنند و با يكديكر بياميزند و داروها كوفته بان بسرشند شربتى سه مثقال معجون سرخس كه به جهت كرم معده و حب القرع مجرب است صنعت آن سرخس برنك كابلى مقشر از هريك يك درم تربد سفيد مدبّر مقل ازرق از هريك دو درم ادويه را كوفته و بيخته با عسل بسرشند كل يك شربت كامل است و بايد كه قبل از تناول نمودن اين معجون به يك ساعت شير تازه دوشيده بخورند به قدر دو اوقيه و اين دوا را تا سه روز بخورند معجون شهرياران قولنج و نفخ امعا و معده را سود دهد صنعت آن زنجبيل قرفه دارچينى جوزبوا مصطكى رومى قرنفل سليخه سنبل الطيب قاقله حبّ بلسان از هريك سه درم سقمونياى مشوى چهار درم تربد سفيد تراشيده حب النيل از هريك هشت درم شكر سفيد هفتاد درم دواها كوفته بعسل صاف كف كرفته به قدر حاجت چنانچه رسم است بسرشند شربتى دو درم معجون شهرياران ديكر قولنج بكشايد صنعت آن محمودهء مشوى يازده درم تربد سفيد پانزده درم فلفل زنجبيل زيره كرمانى مدبر برك سداب ملح هندى بورهء ارمنى قرفه خولنجان از هريك يك درم مجموع را كوفته و بيخته به دو مثل ادويه عسل مصفى بسرشند شربتى دو درم تا سه درم [ ساير معاجين مسهله ] بدانكه اكثر معاجين مانند معجون اطريلال و اسطوخودوس و افتيمون و اهليلج و نجاح نيز در اهليلج و بنفسج و تربد و تمر هندى و خيارشنبر و راسن و زراوند و زبيب و سفرجل و سقمونيا و سنا مكى و سورنجان و صبر و فيقرا نيز در صبر و معجون عود و غاريقون و غافث و مازريون و ملح و ورد احمر به ترتيب و در رسوم خود ذكر يافت باب الميم مع الغين المعجمة [ مغلى ] فصل در بيان نسخ مغلى بدانكه مغلى بضم ميم و سكون غير معجمه و فتح لام و يا بمعنى جوشانيده و فى الحقيقه طبيخ و مطبوخ و مغلى همه بمعنى و مقصد و مقصود واحداند و كيفيت و تركيب و طبخ انها مانند مطبوخات است و مذكور شد و در نسخهء مغلى افتيمون در افتيمون و مكى كه مسمى بمغلى حلوا است در عناب ذكر يافت و چند نسخه اينجا ذكر مييابد مغلى منضج اخلاط بلغميهء غليظه خصوص در امراض دماغيه و عصبانيه صنعت آن تخم كرفس تخم رازيانه انيسون اصل السوس مقشر مرضوض بسفايج فستقى مقشر از هريك يك و نيم درم مويز منقى انجير زرد از هريك ده درم كل بنفشه سه درم تخم خطمى تخم خبازى پرسياوشان اسطوخودوس از هريك دو درم عود الصّليب يك درم ادويه آنچه كوبيدنى باشد جوكوب نموده شب در يك‌صد و پنجاه مثقال آب خالص كه قريب بسه ربع اثار هندى ميشوند بخيسانند و صبح جوش كمى داده باتش ملايم كه بثلث يا نصف رسد فرود آورده اندكى ماليده و صاف نموده نيم كرم بنوشند و بايد كه به همان كرمى طبخ باشد تا آنكه بكذارند تا سرد شود و بعد از آن كرم نموده بنوشند [ مغلى كه منضج بلغمست ] مغلى كه منضج بلغمست خصوصا از سينه و پشت و وركين و تفتيح سدها و تسخين و تلطيف اخلاط نمايد صنعت آن انجير زرد مويز منقى از هريك هفت درم تخم شبت انيسون اصل السوس مقشر مرضوض از هريك سه درم و جهة صاحب ربو حلبه و براى سرفه تخم كتان و ايرسا و جهة سودا افتيمون و براى قولنج شيح ارمنى و جعده از هريك سه درم و براى طحال و اوجاع ظهر و مفاصل بيخ كرفس و تخم كرفس و در عسر البول و امراض كرده تخم شلغم تخم ترب از هريك سه درم تا چهار درم اضافه نمايند ادويه را نيم كوفته در سه رطل آب سيب بخيسانند و صبح باتش ملايم طبخ نمايند تا ثمن آن بماند پس صاف نموده نيم كرم بنوشند همچنين بحسب احتياج و اغراض زياده و كم نمايند [ مغلى ديگر كه تبهاى حاره را نافع است ] مغلى ديكر كه تبهاى حاره و التهاب و عطش و امراض حادثه از دم و صفرا را نافع و تسكين و قلق و خشكى عارض از حرارت غريبه را زايل مىكند صنعت آن جو مقشر چهار اوقيه تخم خشخاش سائيده تخم كاسنى تخم شاه‌تره كل بنفشه كل سرخ منزوع الاقماع از هريك نيم اوقيه و اكر در مزاج قبض بسيار و يا سنكينى در اعضا باشد و بسرفه نباشد تمر هندى نيم اوقيه اضافه نمايند و هرگاه حرارت بسيار داشته باشد