محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1228
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
ده درم روغن كل سرخ چهل درم هر دو را در شيشهء قوى الجسم كنند و شيشه را در آب كرم بكردانند تا بسبب كرمى آن مصطكى كداخته شود و با روغن مخلوط كردد دهن مصطكى بطريقهء حكماى فرنك صنعت آن مصطكى نيم اثار جريش كوبيده با هشت توله شراب انكورى خالص و چهار توله درد شراب كه به زبان فرنكى مارترودوارتر نامند اميخته يك شبانهروز بكذارند پس يك اثار روغن كنجد تازه خالص ممزوج نموده در قرع و انبيق مقطر نمايند و بعد تقطير مائيت را از دهن جدا نموده در ظرفى نكاه دارند و عند الحاجت به كار برند و در اين خواص و منافع از نسخهء قبل اقوى و انفع است و در مواضع مذكوره و غير آن و بعضى بدل يك اثار دو اثار روغن كنجد داخل نموده در ظرف سفالى كرده بر آتش اخكر ميكذارند تا مصطكى كداخته شراب بسوزد پس صاف نموده به كار مىبرند و اكر بدل روغن كنجد روغن كل كنند بهتر است [ سفوف مصطكى ] سفوف مصطكى بادهاى معده را دفع كند و اخلاط غليظهء بلغميه را تحليل دهد و فضول منحدر سازد و طبع را نرم دارد و چون سه روز متوالى بخورند معده را تقويت عظيم بخشد صنعت آن مصطكى يك جزو پوست هليلهء كابلى برك سناء مكى تخم رازيانه از هريك دو جزو دانهء هيل قاقلهء كبار زنجبيل تربد سفيد مجوف مدبّر از هريك نيم جزو سفوف نموده شربتى چهار درم قبل از طعام و بعد از طعام توان خورد امّا بعد از طعام اغلب اجابت مينمايند مصوص بفتح ميم و ضمّ صاد اول و در ميان دو صاد واو ساكن باصطلاح اطبّا سيخ كباب چاشنىدار را نامند حقيقة و مجازا قليهء چاشنى دار است مصوص كه قطع قى و خلفه نمايد صنعت آن حبّ الرمان سماق منقى حب الاس زرشك كشنيز خشك مويز با تخم كشنيز تر بقلة الحماض نرم كوفته بدراج و يا طيهوج يا كبوتر بچّه ذبح نموده پاك كرده شسته ماليده بر آتش كباب نموده بخورند مصوص ديكر كه همين نفع دارد صنعت آن بكيرند دراج يا كبك يا طيهوج يا كبوتر بچه يا خروس بچّه يا كنجشك هركدام كه خواهند و ذبح نموده از الايش شكم پاك و صاف نمايد و كرفس و سداب و نعناع و انيسون و كرويا و زيرهء كرمانى و كشنيز خشك و نانخواه جبلى كوفته بيخته بران ماليده سيخ كباب نموده تناول نمايند مصوص يكر كه آن را نارباج نيز نامند و همان منفعت دارد صنعت آن حب الرمان مويز سرخ با دانه هر دو را نرم كوفته در آب انار ميخوش و آبغوره ماليده صاف كرده بكشنيز خشك و حماض مطيب نموده باتش ملايم طبخ نمايند تا آنكه نضج يابد و فى الجمله غليظ كردد پس دراج يا كبوتر بچه يا طيهوج و امثال اينها پخته در آن اندازند و اندكى نمك و زرشك داخل كرده يكدو جوشى داده تناول نمايند [ مصوص ديگر ] مصوص ديكر و آن غذائيست نيكو مر صاحبان مزاج كرم را نزد حرارت كبد و امراض حارهء آن و اسهال حادث از قبل آن صنعت آن بكيرند چوزه يا مرغ جوان و يا كوشت برهء املك يا بزغاله از هريك كه خواهند و با سبزيهاى مناسب مانند برك خرفه و كاسنى و اسفناج و كشنيز تازه و برك عنب الثّعلب و امثال اينها و ابازير و ادويهء خشبو بحسب احتياج پخته با آب زرشك يا حب الزمان حامض و با سماق و امثال اينها چاشنى نموده ساده يا چاشنىدار تناول نمايند و اين بعينه قليهء انبرباريس و رمان و سماق و امثال اينها است و ذكر يافت باب الميم مع الضّاد المعجمة [ مضمضه ] فصل در ذكر نسخ مضمضها بدانكه مضمضه بر وزن فعلله ادويهء مايعهء را كويند كه جهة امراض دهان و اسنان در دهان كنند و حركت دهند و زمانى نكاه داشته بريزند مضمضه كه جهة دفع رطوبات بن دندان و حركت اسنان نافعست صنعت آن سنبل الطّيب كل سرخ جوز السّرو سعد ثمرة الطرفا اجزا بالسويه با آب جوشانيده بان مضمضه نمايند مضمضه جهة قلاع دهان و خون رفتن از بن دندان و تعفن و جوشش لثه و رويانيدن كوشت آن نافع صنعت آن توتياى كرمانى مغسول سى و هشت مثقال بنفشه نوزده مثقال شكر خام يك مثقال بنفشه را با برابر اجزا با سركه هفتاد و پنج مثقال اميخته در شيشه كنند و ضبط نمايند و عند الحاجة مضمضه فرمايند و بجهة جوشش دهان بدل سركه بيست مثقال آب انار يا آب كشنيز تازه نمايند و مكرر مضمضه كنند و بجهة قطع خون و رويانيدن كوشت با سركه و هرگاه سركه يا آب انار و كشنيز تمام شود تجديد نمايند و همچنين تا يك سال قوت اين ميماند خصوص كه با سركه باشد مطبوخى كه قبل از استعمال سنونات به كار برده مىشود جهة زيادتى تاثير اينها صنعت آن تخم كل سرخ زرشك با دانه ثمرة الطرفا برك صنوبر برك زيتون از هريك يك جزو بيخ بارتنك يك جزو و نيم جوشانيده صاف نموده نيم جزو شب يمانى در آن حل كرده مضمضه نمايند مضمضهء ديكر جهة ورم لثه و سستى آن صنعت آن طراثيث شب يمانى پوست انار سماق بالسويه جوشانيده مضمضه نمايند مضمضهء ديكر جهة قلاع و جوشش دهان در اوايل صنعت آن آب برك عليق آب برك بارتنك آب به و سركه كه در آن عدس و خبازى و شاخهاى تازهء تاك و آرد جو جوشانيده باشند مضمضه نمايند و بدستور كزمازج كلنار كشنيز خشك پوست انار عفص بالسويه جوشانيده مضمضه نمايند مضمضه جهة قلاع بلغمى صنعت آن برنجاسف برك زيتون ماميران پوست انار عفص بالسّويه جوشانيده مضمضه نمايند مضمضه كه قلاع بلغمى را سودمند بود صنعت آن عاقرقرحا ماميران تخم ترب قيصوم مرزنجوش برك زيتون در سركه و آب ممزوج كرده جوشانيده صاف كرده مضمضه نمايند مضمضه جهة قلاع و جوشش دهان حادث از مادهء بلغم صنعت آن انجير خشك سيب اكليل الملك بابونه از هريك جزوى جوشانيده مضمضه نمايند مضمضهء كه ورم بلغم را نافع بود صنعت آن تخم شبت بابونه حلبه بزر كتان اكليل الملك از هريك قدرى در ماء العسل جوشانيده صاف كرده مضمضه نمايند مضمضه كه ورم دندان كه بسبب برودت و رطوبت باشد نافع بود صنعت آن پودنهء دشتى عاقرقرحا بيخ كبر زوفاى خشك از هريك قدرى در سركه جوشانيده مضمضه نمايند مضمضه ديكر كه همين اثر دارد صنعت آن پوست بيخ كبر زراوند مدحرج عاقرقرحا از هريك دو درم كوفته و بيخته در سركه جوشانيده مضمضه كنند مضمضهء ديكر كه قلاع و جوشش دهان را مفيد بود صنعت آن فلفل كلنار سماق ماميران مازو از هريك قدرى در سركه جوشانيده صاف كرده قدرى كلاب داخل كرده مضمضه نمايند مضمضهء ديكر كه قلاع و جوشش دهان را مفيد بود صنعت آن كشنيز خشك عدس مقشر از هريك دو درم طباشير يك درم اجزا كوفته باب كشنيز سبز مضمضه كنند مضمضهء ديكر كه ورم زبان كه از حرارت باشد نافع بود صنعت آن عناب ده دانه عدس پنج درم عنب الثعلب به وزن آن بجوشانند و صاف كنند و قدرى آب كشنيز سبز و ربّ توت در آن بياميزند و مضمضه كنند مضمضهء ديكر كه ورم بن دندان را كه از حرارت باشد سودمند بود صنعت آن آب برك كاهو آب كشنيز تازه آب برك خرفه سركه كلاب از هريك قدرى درهم نموده حبهء كافور و افتيمون در آن حل كرده مضمضه كنند مضمضهء ديكر اورام بن دندان حادث از نزلات دماغى و زكام را سود دارد صنعت آن پوست ريشهء درخت كز پوست خشخاش از هريك آنچه خواهند در ديك سربسته طبخ نمايند و بخور آن را بكيرند و باب آن نيم كرم مضمضه نمايند مضمضهء ديكر كه همان منفعت دارد صنعت آن پوست خشخاش كزمازج كلنار ريشهء درخت كز بنفشه كل سرخ از هريك قدرى جوشانيده صاف نموده نيم كرم مضمضه كنند مضمضهء ديكر كه جوشش لب و بن دندان و خون امدن از بن دندان را سود دارد صنعت آن قرط طراثيث مازو پوست انار كزمازج كلنار جوز السرو از هريك جزوى جوشانيده صاف كرده نيم كرم مضمضه نمايند مضمضهء ديكر قلاع و جوشش دهان و زبان و بن دندان و خون امدن از آن را مفيد بود صنعت آن برك زيتون برك حمّاض سماق آب برك خرفه آب كشنيز سبز آب عصى الراعى از هريك قدرى درهم ممزوج كرده يك قيراط كافور در آن حل كرده مضمضه نمايند مضمضهء ديكر كه درد دندان را ساكن كند و مواد را تحليل دهد صنعت آن خربق سفيد عاقرقرحا شيطرج هندى از هريك قدرى جوشانيده صاف كرده