محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1225

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

ترنجبين خراسانى فلوس خيارشنبر از هريك پانزده مثقال در آن حل كرده صافى نموده سكنجبين افتيمونى پانزده مثقال داخل نموده بياشامند مسهل ديكر [ صنعت آن ] كاوزبان شاه‌تره بسفايج فستقى كل بنفشه كل نيلوفر تخم كاسنى تخم خيارين تخم خربزه نيم كوفته و غنچهء كل سرخ پوست هليلهء زرد از هريك دو مثقال سنا مكى چهار مثقال عناب سپستان از هريك پانزده دانه تمر هندى منقى از حب و ليف زرشك منقى از هريك هفت مثقال نيم مجموع را در سه ربع من تبريزى آب بجوشانند تا ربع بماند صاف نموده شيرخشت خراسانى ترنجبين و فلوس خيارشنبر و سكنجبين افتيمون دران حل كرده صاف نموده روغن بادام شيرين يك مثقال داخل كرده بنوشند حبّ مسهل بنسخهء ديكر منقول از بياض به خط معزى اليه صنعت آن پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه سنا مكى از هريك نيم مثقال لاجورد مغسول حبّ النّيل غاريقون هش سفيد كثيرا از هريك يك دانك كوفته بروغن بادام شيرين يك مثقال چرب نموده حب ساخته به ورق نقره پيچيده وقت خواب فروبرند بعد از آن آب كرم يك پياله بنوشند و صبحش كاوزبان كل بنفشه كل نيلوفر عنب الثعلب پرسياوشان شاهتره افتيمون از هريك دو مثقال سنا مكى تمر هندى منقى از حب و ليف از هريك چهار مثقال افتيمون را در كتان بسته باقى ادويه را جوشانيده در اخر جوش افتيمون را انداخته پس فرود آورده صافى نموده فلوس خيارشنبر و سكنجبين افتيمون از هريك پانزده مثقال شيرخشت خراسانى و ترنجبين خراسانى از هريك ده مثقال در آن حل كرده صافى نموده روغن بادام شيرين يك مثقال داخل كرده بنوشند و غذا در ايام منضج و مسهل نخوداب يا قيمه شوربا تناول نمايند منضج و مسهل شامل تنقيهء صفرا و بلغم و سودا نمايد چهار روز منضج ملين موافق اين نسخه بنوشند صنعت آن عناب خراسانى بيست دانه كاوزبان پرسياوشان عنب الثعلب تخم خيارين نيم كوفته تخم كاسنى پوست بيخ كبر زوفاى خشك پوست بيخ رازيانه اصل السّوس پوست بيخ كرفس كل بابونه از هريك دو مثقال پوست بيخ كاسنى املهء منقى بسفايج فستقى شاهتره از هريك سه مثقال الوى سياه الوى بخارائى از هريك ده دانه بدستور جوشانيده صافى نموده شيرخشت خراسانى ترنجبين كلقند افتابى از هريك ده مثقال در آن حل كرده صافى نموده بنوشند بعد از مسهل به اين دستور نهج صنعت آن پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه كل بنفشه از هريك پنج مثقال تربد سفيد دو مثقال شكاعى برك شاه‌سفرم از هريك سه مثقال بدستور جوشانيده صاف نموده فلوس خيارشنبر پانزده مثقال در آن داخل كرده باز صافى نموده روغن بادام شيرين يك مثقال داخل كرده بياشامند و اكر خواهند كه زياده عمل نمايد ريوند چينى يك مثقال غاريقون هش سفيد نيم مثقال سر دارو نمايند و اكر تنقيهء بلغم بيشتر مطلوب باشد ادويهء حاره چون بيخ كبر و بيخ كرفس و تربد و شاه‌سفرم و غاريقون نبايد داخل كرد و بلكه تمر هندى و كل بنفشه و الوى بخارائى و سرمش و زرشك منقى در مطبوخ اضافه نمايند و محمودهء مشوى و كثيرا حب ساخته قبل از مطبوخ فرو برند و اكر حرارت در مزاج غالب باشد بجاى مطبوخ ادويه را نقوع نموده بياشامند مسهل ديكر منقول از حضرت سيّد السّند والد ماجد آن مرحوم قدس سره صنعت آن الوى بخارائى عناب خراسانى از هريك ده دانه تمر هندى منقى پنج مثقال بادرنجبويه شاه‌تره افتيمون كل بنفشه غنچهء كل سرخ از هريك دو مثقال سنا مكّى سه مثقال ادويه را سواى افتيمون در نيمن تبريزى آب شب بخيسانند و صبح بجوشانند و چون ثلث آب بماند افتيمون را در كتان بسته در آن اندازند و يك جوش ديكر داده فرود اورند و صرهء افتيمون را نيكو بمالند و بفشارند و دور كنند و مطبوخ را صافى نموده فلوس خيارشنبر و ترنجبين از هريك پانزده مثقال شيرخشت خراسانى كلقند افتابى از هريك ده مثقال در آن حل كرده باز صافى نموده روغن بادام شيرين يك مثقال داخل كرده بياشامند و غذا نخوداب و مرغ بچّه مسهلى كه اخراج صفرا و بلغم نمايد صنعت آن پوست هليلهء زرد شش درم هليلهء سياه ده درم مويز سرخ منقى از حب پنج درم تربد سفيد مدبّر نيم كوفته چهار درم شاهتره هفت درم بجوشانند و صاف نموده فلوس پانزده درم در آن حل كرده مرتبهء ثانى صاف نموده روغن بادام شيرين يك درم بران بچكانند و بنوشند مسهل ديكر كه اسهال سودا و اخلاط محترقه نمايد و نافع است از براى بهق و برص و كلف و نمش صنعت آن بنسخهء قلانسى كه اول مرتبه ايارج فيقرا و غاريقون هش سفيد از هريك يك درم نيم كثيرا يك دانك سوده بروغن بادام شيرين يك درم چرب نموده حب ساخته به ورق نقره پيچيده وقت سحر باب كرم فروبرند و بعد از دو ساعت نيم كه قريب يك پاس باشد اين مطبوخ را بنوشند پوست هليلهء كابلى ده درم هليلهء سياه پنج درم مويز منقى از حب ده درم تربد سفيد نيم كوفته اذخر مكى اصل السّوس محكوك مرضوض از هريك سه درم بسفايج فستقى نيم كوفته پنج درم انجير زرد ده دانه افتيمون ده درم مصطكى انيسون تخم كرفس از هريك دو درم بدستور جوشانيده صاف نموده بنوشند مسهل ديكر كه آشاميده مىشود در امراض كبد و طحال و استسقا و سدها صنعت آن بنسخهء قلانسى اول مرتبه ايارج فيقرا يك درم غاريقون هش سفيد از پشت و غربال موئى كذرانيده پنج درم هر دو را بروغن بادام شيرين يك درم چرب نموده بسكنجبين سرشته حب ساخته فروبرند و بعد از آن آب نيم كرم قدرى بنوشند و بعد از دو ساعت نيم مويز دانه بيرون آورده ده درم انيسون اسارون غافث اذخر سنبل الطيب افسنتين رومى از هريك سه درم پوست هليلهء كابلى هفت درم شاه‌تره ده درم تمر هندى منقى از حب و ليف ده درم عناب ده دانه بدستور صافى نموده عسل خيارشنبر پنج درم در آن حل كرده مرتبه ديكر صافى نموده روغن بادام شيرين يك درم بران چكانيده بياشامند مسهل ديكر نافع از براى غب و جميع امراض حاده صنعت آن الوى سياه چهل دانه سپستان بيست دانه مويز منقى از حبّ بيست دانه عناب ده دانه كل سرخ منزوع الاقماع ريوند چينى نيم كوفته از هريك يك مثقال شاهتره پنج درم عنب الثعلب ده درم تخم كاسنى سه درم تخم كشوث سه درم كاوزبان كل نيلوفر از هريك چهار درم پوست بيخ كاسنى يك مثقال بدستور جوشانيده صافى نموده تمر هندى منقى از حب و ليف ده درم فلوس خيارشنبر هفت درم شيرخشت خراسانى چهل درم كلقند سكرى ده درم در آن حل كرده صافى نموده روغن بادام شيرين يك درم داخل كرده به قدر حاجت و قوت بنوشند [ مسهل ديگر كه در مصر و مخ و بندر شام و عراق مشهور بمطبوخ فواكه است ] مسهل ديكر كه در مصر و مخ و بندر شام و عراق مشهور بمطبوخ فواكه است اين مسهل را اكثر مردم استعمال ميكنند در فصل ربيع و خريف اسهال اخلاط مختلفهء ممتزجه از بلغم و صفرا و و سودا مىكند و دفع مىكند فضول رديه را و اين مسهل را منافع بسيار است صنعت آن بنسخهء قلانسى مويز منقى پانزده عدد پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى كاوزبان اصل السوس محكوك مرضوض پرسياوشان كل خطمى تخم شاه‌سفرم نيم كوفته زرشك منقى از هريك سه درم سنا مكى بسفايج فستقى افتيمون از هريك چهار درم عناب سپستان الوى سياه از هريك پانزده عدد تمر هندى منقى از حب و ليف پانزده درم تخم كشوث سر بنفشه از هريك سى درم ادويه را آنچه كوفتنى است نيم كوفته افتيمون را در كتان بسته نكاه دارند و باقى ادويه را در چهارصد درم آب خالص بخيسانند يك شبانه روز پس بجوشانند آن مقدار كه ربع آن بماند پس صرهء افتيمون را در آن انداخته دو جوش ديكر دهند پس صرّه را بمالند و بفشارند و مطبوخ را صافى نموده فلوس خيارشنبر دوازده درم ترنجبين ده درم در آن حل كرده صافى نموده دوازده درم جلاب سكرى و يك ملعقه روغن بادام شيرين داخل كرده و ريوند چينى سوده نيم درم بران پاشيده نيم كرم بنوشند جمله يك شربت است مسهل ديكر بنسخهء قلانسى [ صنعت آن ] مويز منقى از حب بيست و پنج درم الوى سياه سى دانه عناب ده دانه شاه‌تره پنج درم انيسون يك مثقال مصطكى رومى يك مثقال تربد سفيد مدبّر نيم كوفته سه درم مجموع را در آب بجوشانند و از آن نيم رطل كرفته مقدار نيم درم تمر هندى منقى از حب و ليف پانزده درم سنا مكى پنج درم شاه‌تره شش درم سر بنفشه چهار درم كل سرخ شش درم افسنتين رومى پنج درم برك لبلاب ده درم شكاعى باد اورد از هريك سه درم تخم كاسنى تخم كشوث