محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1211

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

نافع بود و جرب و اكله و قوبا را فايده دهد صنعت آن قفر اليهود راتينج از هريك يك رطل دقاق كندر نيم رطل سفيداب قلعى قلقند از هريك بيست و هشت مثقال سركهء انكورى كهنه يك رطل و نيم رطل صمغ را در سركه حل نمايند و ساير ادويه را كوفته و بيخته بان سرشته مرهم سازند مرهم قنبيل جهة زخم ناصور و غيره مجرب است صنعت آن قنبيل هشت ماشه شنجرف توتيا از هريك دو ماشه كات سفيد نيم ماشه رال ششماشه روغن زرد دو توله موم كافورى ششماشه ادويه را كوفته و بيخته روغن را بر آتش بكذارند كه كرم شود پس موم و رال را داخل نمايند پس ساير ادويه را داخل نموده بدستهء هاون بمالند كه درهم شود و در ظرفى نكاه دارند كه عند الحاجة به كار آيد [ مرهم قيقهر ] مرهم قيقهر در مرهم رال ذكر يافت در همين فصل [ ك ] مرهم كافور جهة قروح و سوختكى آتش و جمره و نمله مجربست صنعت آن موم سفيد چهار درم در روغن كل پانزده درم كداخته سفيداب قلعى ده درم كافور قيصورى يك درم سوده داخل كرده مرهم سازند [ مرهم كافور بنسخهء ديگر شقاق لب و سوختگى آتش را نافعست ] مرهم كافور بنسخهء ديكر شقاق لب و سوختكى آتش را نافعست و ناصور قروح و بثور حاره را مفيد صنعت آن مرداسنك سفيداب قلعى از هريك دو استار كوفته و بيخته موم سفيد دو استار در روغن كل سرخ هشت استار كداخته ادويه سوده را در آن بريزند و بسرشند سفيدهء تخم مرغ و مقدار كافور قيصورى سوده بران افكنند و در هاون بدسته بمالند تا هموار كردد و در نسخهء ديكر اقليمياى فضى دو استار داخل است مرهم كافور بنسخهء ديكر صنعت آن مرداسنك سفيداب ارزيز از هريك پنج درم روغن كدو بيست درم موم پنج درم موم را در روغن بكدازند و ادويه را اضافه نمايند و برهم زنند تا سرد كردد در اخر يك حبه كافور و يك عدد سفيدهء تخم مرغ داخل كرده در هاون بدسته بمالند و استعمال نمايند مرهم كافور كه سيد اسمعيل در ذخيره در علاج قروح جدرى ذكر كرده صنعت آن موم سفيد روغن كل سرخ سفيداب قلعى اقليمياى نقره و قدرى كافور قيصورى بدستور مقرر مرهم سازند مرهم كافور كه معزى اليه در شقاق مقعده و ورم امتلائى دموى ذكر كرده صنعت آن موم سفيد دو درم نيم روغن كل سرخ ده درم سفيداب قلعى دو درم مرداسنك پرورده يعنى سفيد كرده سه درم نشاسته افيون از هريك يك درم كافور قيصورى نيم درم سفيدهء تخم مرغ عددى بدستور مقرر مرهم سازند مرهم كرم كه ردع ماده كند و مدّه را از جراحت پاك سازد صنعت آن بكيرند برك انكور تازه ده عدد و آن را بپزند تا نرم كردد پس ركهاى آن را دور كرده درهم نموده و يك چندان موم و دو چند روغن كل سرخ مخلوط كرده در هاون بدسته بمالند تا يكسان شود و به كار برند مرهم كندنا كه در حال درد بواسير را بنشاند صنعت آن كندناى تازه را بپزند تا مهرا شود و با روغن كاو بريان نمايند و در روغن كل افكنند و در هاون بدسته بمالند تا چون مرهم شود بر پنبهء كهنه الوده كرده بر روى بواسير نهند و اكر خواهند درد را در حال تسكين دهد بران زياده كنند مقل ازرق يك درم زعفران نيم درم افيون يك دانك و نيم مرهم الكتران كه باصطلاح فرنكيان باجزىكاون كويند منقول از حكيم انتونى صنعت آن موم الكتران كه روغنست كه از فرنك ساخته مىآورند از هريك يك وزن روغن سرشف نيموزن رال سفيد ربع وزن على الرسم مرهم سازند و فى الحقيقه اين مرهم رال است [ م ] مرهم مرداسنك تسكين اوجاع قروح و جروح و التهاب انها نمايد و ملتئم سازد صنعت آن بكيرند مرداسنك ده درم كوفته و بيخته با چهل درم زيت در هاون كنند و بسايند و مبالغه نمايند در سحق آن تا يكسان شود و دو درم زردچوبه كوفته بيخته اضافه كنند و بغايت سحق بليغ نمايند و به كار برند [ مرهم مرداسنگ به نسخهء حكيم مهدى زخم را از چرك پاك كند ] مرهم مرداسنك به نسخهء حكيم مهدى زخم را از چرك پاك كند و جهة كپهء ارمنى نافع و نوشته كه مجربات استادىام است صنعت آن مرداسنك پنج درم كندر بارزد اشق موم از هريك ده مثقال علك البطم سرنج از هريك يك مثقال روغن زيت به قدر حاجت على الرسم مرهم سازند و به كار برند [ مرهم مرداسنگ ديگر از حكيم معزى اليه ] مرهم مرداسنك ديكر از حكيم معزى اليه جميع جراحات را كه از اسباب خارجه حادث شده باشد مجربست صنعت آن مرداسنك دم‌الاخوين زردهء تخم‌مرغ روغن چراغ از هريك به قدر لايق و حاجت على الرسم استعمال نمايند مرهم مرداسنك بنسخهء ديكر صنعت آن مرداسنك زردچوبه از هريك دو جزو نرم بكوبند و به سركه تر كنند و بروغن كل سرخ سرشته مرهم سازند و سيد اسمعيل در ذخيره اين مرهم را در سعفهء يابسه ذكر كرده و كفته كه اين مرهم سعفهء يابسه را به كار آيد چون بعد از كرفتن خون و استفراغ صفرا بمطبوخ هليله و افسنتين رومى و سقمونيا يا استفراغ بحب صبر و حبّ قوقايا اين مرهم را بر موضع سعفه طلا نمايند و يك شب بكذارند و روز ديكر سبوس كندم و برك چغندر به سركه و آب بپزند و سر را بان بشويند مرهم مرداسنك با سركه بنسخهء شيخ الرئيس صنعت آن بكيرند مرداسنك هر قدر كه خواهند كوفته و بيخته در طشتى ريخته سركهء انكورى تند و زيت بر سر آن كنند و نيكو خلط نموده با دست و استعمال نمايند [ مرهم مرداسنگ بنسخهء قلانسى منبت لحم صالح است ] مرهم مرداسنك بنسخهء قلانسى منبت لحم صالح است و بسيار نافعست از براى قروح بلخيه و استعمال كرده مىشود در تابستان در امزجهء حاره صنعت آن مرداسنك پنج درم كوفته و بيخته مرتبهء ديكر آن را بسركهء انكورى سحق كنند تا حل كردد پس بريزند بران روغن كل سرخ و بسايند تا غليظ شود و بكردد چون مرهم پس بيندازند بران سفيداب ارزيز پنج درم و اندكى كافور قيصورى و سحق نموده استعمال نمايند مرهم مرداسنك تمام جراحات را نافع و سودمند است صنعت آن مرداسنك سه توله زردچوبه خون سياوشان سرمهء سائيده شاخ كوزن سوخته سفيداب قلعى كلنار فارسى از هريك يك توله روغن زيت بيست توله موم كافورى دو توله روغن را بر روى آتش كذاشته موم را در آن داخل نمايند و دو سه جوش‌داده از آتش فرود آورده ادويه را كوفته و بيخته در آن اندازند و از چوب نيم برهم زنند و در ظرفى نكاه دارند و وقت حاجت به كار برند مرهم مرداسنك ديكر كه در نفع از آن زياده است صنعت آن مرداسنك زردچوبه از هريك سه مثقال دم‌الاخوين اثمد سياه قرن كوزن محرق سفيداب قلعى جلنار فارسى از هريك يك مثقال اجزا نرم كوفته و بيخته روغن زيت به قدر حاجت براتش كذاشته موم زرد مصفى چهار مثقال در آن كداخته ادويه را با چوب نينب در آن ممزوج نموده به كار برند مرهم مرداسنك اكثر قروح و جروح را نافعست صنعت آن مرداسنك شش مثقال روغن چنبيلى كه ياسمين است يك‌صد و پنجاه مثقال كه تخمينا ربع اثار هندى مىشود على الرسم مرهم سازند و عند الحاجت به كار برند زخم را خشك و سوزش آن را بر طرف مىكند و براى زخم پا و زخمى كه از سوزش جكر بهم رسيده باشد نافع مرهم مرداسنك عجيب الفعل است براى التيام و التحام قروح وقتى كه كرمى بسيار نداشته باشد صنعت آن بكيرند مرداسنك و نرم مثل سرمه سائيده يك اوقيه و سه اوقيه زيت بران ريزند و بپزند و حركت دهند تا منحل كردد پس بكيرند كندر انزروت دم‌الاخوين بارزد زفت يابس از هريك دو درم و نرم سوده در آن بريزند تا غليظ كردد و به كار برند [ مرهم مرداسنگ ديگر جهة رويانيدن گوشت ] مرهم مرداسنك ديكر جهة رويانيدن كوشت استعمال كرده مىشود و در تابستان هنكامى كه حرارت بسيار باشد صنعت آن مرداسنك پنج درم نرم سوده مانند سرمه پس با سركه بسايند تا مانند مرهم كردد پس پنج درم سفيداب رصاص و قليلى كافور داخل كرده نكاه دارند و روغن كل داخل نمايند و بسايند و مرهم سازند و عند الحاجت به كار برند و اين هر دو نسخهء منقول از اصول التراكيب نجيب الدين سمرقندى است [ ن ] مرهم نخاع دانهاى بواسير را كه بديد امده باشد و درد آن را سودمند باشد صنعت آن روغن كل هشت درم نخاع كاو